تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مكه رفت يا در اطراف بسياحت پرداخت ما بايد بگوئيم او زنده است تا وقتى ثابت شود كه از دنيا رفته است . سالم پسر عموى يونس همين جواب را براى يحيى برد و به او نقل كرد يحيى گفت چه نظر ميدهى مثل اينكه ما كارى از پيش نبرديم . يحيى پيش هارون رفت و جريان را گفت . فردا صبح از پى او فرستاد در منزلش جستجو كردند او را نيافتند اين خبر به او رسيد ، بيش از دو ماه يا بيشتر زنده نبود در منزل محمّد و حسين آسيابان از دنيا رفت . اين بود عاقبت كار هشام . يونس مدعى است كه وقتى هشام پيش يحيى ابن خالد و مناظره كردن او با سليمان بن جرير پس از مدت زيادى از زندانى شدن موسى بن جعفر عليه السّلام بود ، زيرا موسى ابن جعفر را در زمان مهدى گرفتند و هشام پيش يحيى بن خالد در زمان هارون الرشيد رفت . قرب الاسناد بزنطى از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرد گفت : شما از جريان موسى ابن جعفر عليه السّلام بايد پند بگيريد حال هشام را مشاهده نكرديد كه نسبت بموسى بن جعفر عليه السّلام چه كرد به آنها گفت و برايشان توضيح داد خيال ميكنى خدا او را ميبخشد با اين كارى كه نسبت بما روا داشت . امالى شيخ طوسى - ص 29 - ابو هاشم جعفرى گفت به حضرت جواد عرضكردم در باره هشام بن حكم عقيده شما چيست ؟ فرمود خدا او را رحمت كند چقدر از اين ناحيه دفاع ميكرد . عيون اخبار الرضا و كتاب توحيد : صقر بن دلف گفت از حضرت رضا راجع بتوحيد عرضكردم من در اين مسأله اعتقاد هشام بن حكم را دارم امام عليه السّلام خشمگين شده فرمود : شما را چه بعقيده هشام ، او از ما خانواده نيست هر كس خيال كند كه خداوند جسم است ما از او بيزاريم در دنيا و آخرت . كمال الدين - ج 2 ص 31 - على اسوارى گفت يحيى بن خالد مجلسى در منزل خود داشت كه دانشمندان و متكلمين هر فرقه و ملتى در روز يك شنبه جمع ميشدند و در باره اعتقاد خود بمناظره مىپرداختند و دفاع از عقيده خود مينمودند . اين جريان بهارون الرشيد به يحيى بن خالد گفت شنيده‌ام در منزل خود جلسه‌اى