تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
دارى به ياد آور ، قدرت خدا را بر خود در فرداى قيامت كه ديگر كسانى كه به آنها خدمت كرده‌اى قدرت كمك به تو ندارند ، ولى اعمال تو به نفع آنها برايت وزر و وبالى بجا گذاشته . كافى : ابراهيم بن صالح از مردى جعفرى نقل كرد كه گفت : در مدينه مردى بنام ابا القمقام بشغلى اشتغال داشت خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيد و از شغل خود شكايت كرد كه مردم به او مراجعه ندارند . حضرت موسى بن جعفر فرمود : پس از اداى نماز صبح ده مرتبه بگويد : « سبحان اللَّه العظيم و بحمده استغفر اللَّه و اتوب اليه و اسأله من فضله » . ابو القمقام گفت : اين دعا را ادامه دادم چيزى نگذشت كه چند نفر از ده آمدند خبر آوردند كه يكى از بستگانم مرده است و وارثى جز من ندارد رفتم ميراث او را تصرف نمودم اكنون ثروتمند و بىنيازم . از كتاب حقوق مؤمنين تأليف على بن طاهر الصورى نقل مىكند از مردى از اهل رى كه گفت : يكى از نويسندگان يحيى بن خالد فرماندار رى شد من مقدارى ماليات بدهكار بودم ميترسيدم كه مرا مجبور بپرداخت كند در آن صورت هر چه داشتم از بين ميرفت به من گفتند : او شيعه و پيرو ائمه طاهرين عليهم السّلام است ترسيدم به او مراجعه كنم ولى چنين نباشد بعد بپاى خود گرفتار شوم . بالاخره تصميم گرفتم فرار كنم و بدر خانه خدا روم به حج رفتم و حضرت صابر موسى بن جعفر عليه السّلام را زيارت كردم جريان را بعرض ايشان رساندم نامه‌اى به اين مضمون براى او نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم - اعلم ان للَّه تحت عرشه ظلّا لا يسكنه الّا من اسدى الى اخيه معروفا او نفس عنه كربة او ادخل على قلبه سرورا و هذا اخوك و السلام . خداوند را زير عرش سايبانى است كه در زير آن سايبان قرار نميگيرد مگر كسى كه نسبت به برادر دينى خود متكى كند يا غم از دل او بردارد يا او را شادمان كند آورنده نامه برادر دينى تو است و السلام .