تكه خون است . گفتم يك چشم خود را كه از دست دادهاى من به خدا بر چشم ديگرت ميترسم اگر كمى از گريه خوددارى كنى بهتر است .
گفت : نه به خدا ابا محمّد ! امروز يكدعا براى خودم نكردم . گفتم : براى چه كسى دعا كردى ؟ گفت : براى برادران دينى زيرا از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : هر كس پشت سر برادرش دعا كند خداوند ملكى را مأمور مىكند به او ميگويد : براى تو دو برابر آنچه براى برادر خود خواستى خواهند داد خواستم من براى برادران دينى خود دعا كنم تا ملك براى من دعا كند ، زيرا نميدانم دعا بنفع خودم مستجاب مىشود يا نه . اما يقين دارم كه دعاى فرشته براى من مستجاب است .
كافى : زياد بن ابى سلمه گفت : خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم فرمود : زياد ! تو براى سلطان كار ميكنى ؟ گفتم : آرى . فرمود : چرا ؟ گفتم :
من مردى پر خرج و عيالوارم و ثروتى ندارم كه خرج خود را تأمين كنم .
فرمود : زيرا اگر مرا از بالاى كوهى پرت كنند و قطعه قطعه شوم بنظرم بهتر است از اينكه براى يكى از اينها كارى را به عهده بگيرم يا قدم روى فرش آنها بگذارم مگر ميدانى براى چه كار .
گفتم : فدايت شوم نميدانم . فرمود : مگر غم از دل موسى بردارم يا ناراحتى او را بر طرف كنم يا قرضش پرداخت گردد . زياد ! كمترين كارى كه خدا نسبت به كسانى كه براى آنها كار ميكنند اينست كه خيمهاى از آتش بر سر آنها ميزنند تا خداوند از حساب خلائق فارغ شود .
زياد ! اگر متصدى كار آنها شدى مواظب باش ببرادران دينى خود خدمت كن يك كار بيك كار خدا حساب آنها را خواهد داشت ، فرمود : زياد ! هر كدام از شما پيروان ائمه كه متصدى كار آنها شود بعد بين شما و ديگران مساوى رفتار كند به او بگوئيد دروغ ميگوئى و دعاى بى جا ميكنى . زياد ! وقتى مىبينى قدرت بر مردم
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٢