تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
گفتم : بگو و نزديك او رفتم . گفت : هم اكنون اين فاسق وارد شد و خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام نشست بعد رو به آن جناب كرده گفت : يا ابا الحسن در باره كسى كه احرام بسته چه ميگوئى ميتواند زير سايه محمل باشد . فرمود : نه . گفت : مى - تواند در سايه خيمه باشد . فرمود : آرى . دو مرتبه سؤال خود را شبيه كسى كه مسخره كند تكرار كرد و ميخنديد . گفت : آقا چه فرقى هست بين اين دو . فرمود : ابا يوسف ! دين را نميتوان با قياسهاى تو حساب كرد ، شما احكام دين را بازيچه خود قرار داده‌ايد ، ما هر كار كه پيغمبر مىكرد ميكنيم و هر چه او فرموده باشد ميگوئيم . پيغمبر اكرم در حال احرام كه سوار مركب خود ميشد در سايه محمل نمىنشست با اينكه آفتاب او را اذيت مىنمود بدن خود را بوسيله بعضى از اعضاى بدن ميپوشانيد گاهى صورتش را بوسيله دست سايه ميكرد ولى وقتى فرود مىآمد در سايه خيمه مىنشست همچنين در خانه يا ديوار . كافى - ج 4 ص 465 - على بن ابراهيم از پدر خود نقل كرد كه گفت : عبد اللَّه ابن جندب را در موقف حج ديدم كسى را نديده بودم كه چون او موقفى داشته باشد پيوسته دست بسوى آسمان داشت و اشگهايش پياپى روى صورتش ميريخت بطورى كه به زمين رسيد ، وقتى مردم متفرق شدند به او گفتم : ابا محمّد موقفى را نيكوتر از موقف تو نديدم گفت : به خدا سوگند جز براى برادران دينى خود دعا نكردم زيرا از حضرت موسى بن جعفر شنيدم كه فرمود : هر كس پشت سر برادر دينى خود برايش دعا كند از جانب عرش به او ميگويند صد هزار برابر آنچه براى او خواستى به تو ميدهيم از دلم نيامد كه صد هزار برابرى را كه ضمانت شده رها كنم يك برابرى كه معلوم نيست مستجاب شود يا نشود بگيرم . كافى : يكى از اين دو ابراهيم بن ابن البلاد يا عبد اللَّه بن جندب گفت : در موقف بودم همين كه اعمال عرفات را تمام كردم بابراهيم بن شعيب برخوردم . او يكى از چشمان خود را از دست داده بود چشم سالمش نيز سخت قرمز بود گوئى يك