داشت مخالف او بود . وقتى اصحابش اجتماع كردند براى شنيدن كتاب ، آن برادرش هم آمد و نشست عبد اللَّه بن مغيره گفت : امروز برويد . برادرش گفت كجا بروند ؟
منهم آمدهام براى همان كارى كه اينها آمدهاند ، پرسيد براى چه آمدهاند .
گفت در خواب ديدم كه ملائكه از آسمان فرود مىآيند گفتم براى چه اينها به زمين ميروند ، يك نفر گفت ميروند گوش كنند بكتابى كه عبد اللَّه بن مغيره نوشته . منهم براى همين كار آمدهام و اكنون توبه مينمايم از مخالفت با تو .
عبد اللَّه بن مغيره خوشحال شد از نقل اين جريان .
اعلام الدين ديلمى : از ابو حنيفه نقل مىكند كه گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام براى پرسيدن چند مسأله رسيدم ، گفتند آن جناب خوابيده است بانتظار نشستم تا بيدار شود پسر بچهاى پنج ساله يا شش ساله ديدم كه بسيار خوش منظر و زيبا پرسيدم اين پسر بچه كيست گفتند : موسى بن جعفر عليه السّلام عرضكردم يا ابن رسول اللَّه نظر تو در باره اعمال بندگان چيست ؟
چهار زانو نشست و دست راست روى دست چپ گذاشت فرمود نعمان سؤال كردى جوابش را گوش كن ، وقتى شنيدى و حفظ كردى عمل كن . اعمال بندگان از سه صورت خارج نيست ، يا خداوند فقط اين كارها انجام ميدهد يا خدا و بنده هر دو شريكند . يا فقط بنده انجام ميدهد .
اگر خداوند انجام دهد به تنهائى چرا پس بندهاش را عذاب كند بر كارى كه انجام نداده با اينكه عادل و رحيم و حكيم است اگر خداوند و بنده هر دو شريك باشند چرا شريك قوى عذاب كند شريك ضعيف خود را در كارى كه با او شركت داشته و كمكش نموده فرمود : نعمان آن دو صورت كه محال است ابو حنيفه گفت صحيح است .
فرمود فقط اين صورت باقى ماند كه بنده تنها فاعل آن افعال باشد سپس اين شعر را خواند :
لم تخل افعالنا التى نذم بها * احدى ثلاث خصال حين نبديها
اما تفرد بارينا بصنعتها * فيسقط اللوم عنا حين تأنيها