تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
داشت مخالف او بود . وقتى اصحابش اجتماع كردند براى شنيدن كتاب ، آن برادرش هم آمد و نشست عبد اللَّه بن مغيره گفت : امروز برويد . برادرش گفت كجا بروند ؟ منهم آمده‌ام براى همان كارى كه اينها آمده‌اند ، پرسيد براى چه آمده‌اند . گفت در خواب ديدم كه ملائكه از آسمان فرود مىآيند گفتم براى چه اينها به زمين ميروند ، يك نفر گفت ميروند گوش كنند بكتابى كه عبد اللَّه بن مغيره نوشته . منهم براى همين كار آمده‌ام و اكنون توبه مينمايم از مخالفت با تو . عبد اللَّه بن مغيره خوشحال شد از نقل اين جريان . اعلام الدين ديلمى : از ابو حنيفه نقل مىكند كه گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام براى پرسيدن چند مسأله رسيدم ، گفتند آن جناب خوابيده است بانتظار نشستم تا بيدار شود پسر بچه‌اى پنج ساله يا شش ساله ديدم كه بسيار خوش منظر و زيبا پرسيدم اين پسر بچه كيست گفتند : موسى بن جعفر عليه السّلام عرضكردم يا ابن رسول اللَّه نظر تو در باره اعمال بندگان چيست ؟ چهار زانو نشست و دست راست روى دست چپ گذاشت فرمود نعمان سؤال كردى جوابش را گوش كن ، وقتى شنيدى و حفظ كردى عمل كن . اعمال بندگان از سه صورت خارج نيست ، يا خداوند فقط اين كارها انجام ميدهد يا خدا و بنده هر دو شريكند . يا فقط بنده انجام ميدهد . اگر خداوند انجام دهد به تنهائى چرا پس بنده‌اش را عذاب كند بر كارى كه انجام نداده با اينكه عادل و رحيم و حكيم است اگر خداوند و بنده هر دو شريك باشند چرا شريك قوى عذاب كند شريك ضعيف خود را در كارى كه با او شركت داشته و كمكش نموده فرمود : نعمان آن دو صورت كه محال است ابو حنيفه گفت صحيح است . فرمود فقط اين صورت باقى ماند كه بنده تنها فاعل آن افعال باشد سپس اين شعر را خواند :
لم تخل افعالنا التى نذم بها * احدى ثلاث خصال حين نبديها اما تفرد بارينا بصنعتها * فيسقط اللوم عنا حين تأنيها