يك كلمه به او ميگفت ، بگو ، با صداى بلند فرياد ميزد : مردم ، اى طرفداران بنى عباس ! اين حسين پسر پيغمبر است و پسر عموى اوست شما را دعوت مىكند به پيروى از كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم .
با سند خود از ارطاة نقل مىكند : وقتى با حسين شهيد فخ بيعت كردند گفت : من با شما بيعت ميكنم مشروط به عمل كردن بكتاب خدا و سنت پيامبر و اينكه فرمانبردارى از خدا شود و معصيت انجام نگردد و قريش را دعوت ميكنم كه همداستان با شخصيتى شويد از آل محمّد كه مورد پسند باشد . شرط ميكنم در ميان از روى قرآن و سنت پيامبر رفتار كنم ، بين مردم با عدالت عمل كنم و بيت - المال را مساوى تقسيم نمايم مشروط بر اينكه شما پايدارى كنيد و با دشمنان ما بجنگ پردازيد اگر ما وفا كرديم شما نيز وفا كنيد اگر ما وفا نكرديم بيعت ما از گردن شما برداشته است .
ابو صالح فزارى گفت : در تمام آبهاى غطفان در شب شهادت حسين شهيد در فخ مردم اين اشعار را ميشنيدند :
الا يا لقوم للسواد المصبح * و مقتل اولاد النبى ببلدح
سيبك حسنا كل كهل و امرد * من الجن ان لم يبك من الانس نوح
و انى لجنى و ان معرسى * لبا لبرقة السوداء من دون زحزح
اين صدا را ميشنيدند ولى نميدانستند چه چيز شده تا خبر شهادت حسين به آنها رسيد .
با سند خود از محمّد بن اسحاق از حضرت جواد نقل مىكند كه فرمود :
حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از سرزمين فخ ميگذشت از مركب پياده شد يك ركعت نماز خواند در ركعت دوم شروع كرد بگريه كردن مردم كه ديدند پيغمبر اكرم گريه مىكند آنها نيز شروع بگريه كردند . از آنجا كه گذشت بمردم فرمود براى چه گريه ميكرديد ؟ عرضكردند چون شما را گريان ديديم گريه كرديم .
فرمود : پس از ركعت اول جبرئيل بر من نازل شد گفت : يا محمّد يكنفر از