آنگاه از هارون خواست كه اجازه دهد سوار مركب چاپارها شود و به محلى كه مايل است برسد . هارون قبول كرد به من فرمود مرا مشايعت كن . از پى آن جناب تا مقدارى رفتم . عرضكردم : آقاى من اگر صلاح بدانى آن دعا را به من لطف فرمائى .
فرمود : بما اجازه ندادهاند كه دعا و تسبيح خود را در اختيار هر كس قرار دهيم ولى تو بر ما حق مصاحبت و خدمت دارى دعا را نگهدار آن را در دفترى نوشتم و در پارچهاى پيچيده در آستين گذاشتم ، همين كه پيش هارون رسيدم خنديد و حوائج مرا برآورد ، هر وقت به مسافرت ميرفتم اين دعا نگهبان و امان بود برايم از هر وحشتى . هر پيشآمدى ميشد همان دعا را ميخواندم ، خداوند آن ناراحتى را بر طرف ميكرد بعد دعا را ذكر كرد .
توضيح : صاحب مهج الدعوات مينويسد اين جريان بايد مربوط بموسى بن جعفر عليه السّلام باشد چون در زندان هارون الرشيد بود ولى من همانطور كه ديدم ذكر نمودم .
اختصاص : محمّد بن سابق طلحه انصارى گفت : از سخنانى كه هارون بموسى ابن جعفر عليه السّلام گفت وقتى ايشان را پيش او آوردند اين بود كه پرسيد اين خانه مال كيست ؟ فرمود : اين خانه فاسقها است خداوند فرموده است :
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا
. هارون گفت : پس خانه كيست فرمود : در اصل متعلق بشيعيان ما است كه در اختيار ديگران از روى آزمايش و امتحان قرار گرفته . گفت : پس چرا صاحب خانه منزل خود را پس نميگيرد . فرمود : از دست او آباد گرفتهاند نخواهد گرفت مگر آباد .
هارون گفت : شيعيان تو كجايند . امام عليه السّلام اين آيه را خواند :
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ
. هارون