تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
گفت : پس ما كافر نيستيم فرمود : ولى مشمول اين آيه ميشويد كه خداوند فرموده
الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ
. هارون خشمگين شده و بر آن جناب سخت گرفت . حضرت موسى بن جعفر با هارون چنين خطاب نموده از او هراس نداشته است اين بر خلاف نظر كسى است كه گمان مىكند بواسطه ترس از هارون فرار كرد . كافى : على بن اسباط گفت : موسى بن جعفر عليه السّلام وارد بر مهدى خليفه عباسى شد ديد مشغول پرداخت حق مردم است گفت : يا امير المؤمنين چرا حق ما را برنميگردانى ، گفت : كدام حق يا ابو الحسن ! . فرمود : وقتى خداوند فدك و اطرافش را به تصرف پيامبر اكرم درآورد بدون اينكه جنگ و جدالى پيش آيد خداوند اين آيه را بر پيغمبر اكرم نازل كرد :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
پيغمبر اكرم نفهميد اين خويشاوند كيست . از جبرئيل در اين مورد پرسيد . جبرئيل از خداوند سؤال كرد . خداوند وحى نمود به او كه فدك را بفاطمه زهرا بده . پيغمبر اكرم دخترش زهرا را خواست به او فرمود : خداوند به من دستور داده كه فدك را در اختيار تو بگذارم ، عرضكرد : پدر جان قبول كردم از خدا و شما در تمام مدت زندگى پيغمبر نمايندگان فاطمه عليها السّلام در فدك تصرف داشتند . وقتى ابو بكر خلافت را گرفت آنها را خارج كرد . فاطمه عليها السّلام از او خواست كه فدك را برگرداند ابا بكر گفت : شاهد بياور كه براى تو شهادت دهند . فاطمه زهرا عليها السّلام امير المؤمنين و ام ايمن را شاهد آورد ، نامه‌اى نوشت كه مانع او نشوند . فاطمه با همان نامه از پيش ابا بكر خارج شد . در بين راه با عمر مصادف گرديد پرسيد اين چيست در دست تو ؟ فرمود : نامه‌ايست كه پسر ابى قحافه نوشته . گفت : به من نشان بده . فاطمه زهرا نشان نداد . عمر از دستش به زور گرفت و نگاه كرد بعد آب دهان در آن انداخته نوشته را از بين برد و پاره كرد . گفت : اين سرزمين را پدرت با سپاه و لشكركشى نگرفته اگر به تو واگذاريم بايد بعد از اين بنده و غلام شما باشيم .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 140 | العلامة المجلسي / موسى خسروى