تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
ثروتم در راه خدا صدقه باشد و مواشى و چهارپايانم ضبط شوند و پياده به زيارت خانه خدا بروم اگر موسى بن جعفر اهل خروج و قيام باشد نه او و نه هيچ يك از فرزندانش چنين عقيده‌اى دارند از آنها نيز شايسته نيست . بعد روش زيديه را برايش توضيح داده گفت : از زيديها فقط همين عده باقيمانده بودند كه با حسين قيام كردند و تو آنها را نابود كردى پيوسته بر سر او خواند تا خشم و غضبش فرو نشست . على بن يقطين براى موسى بن جعفر عليه السّلام جريان را نوشت . آن جناب نيز زى و فرزند و خويشاوندان خود را جمع كرد خبرى كه رسيده بود به آنها گوشزد نمود فرمود : چه صلاح ميدانيد گفتند : ما صلاح ميدانيم كه خود را از دسترس اين ستمگر دور كنى زيرا از ستم و بيدادگرى او نميتوان اطمينان داشت مخصوصا با اين تهديدها كه شما و ما را نموده . امام موسى بن جعفر عليه السّلام لبخندى زده اين شعر كعب بن مالك برادر بنى سلمه را بعنوان مثال خواند :
زعمت سخينة ان ستغلب ربها * فليغلبن مغالب الغلاب
« 1 » امام عليه السّلام روى بجانب حاضرين از غلامان و خويشاوندان نموده فرمود : ناراحت نباشيد و ترس به خود راه ندهيد اولين نامه‌اى كه از عراق برسد خبر مرگ موسى بن مهدى است كه هلاك شده است و قسم ياد كرد بحرمت قبر پيغمبر كه همين امروز مرده است به زودى خواهيد فهميد . بعد از نماز پس از تمام شدن دعايم نشسته بودم كه چشمم بخواب رفت ناگهان جدم پيامبر اكرم را در خواب ديدم شكايت از موسى بن مهدى كردم و عرضكردم : چه بر سر اهل بيت او درآورده و گفتم : من از ستم او بيمناكم . فرمود : آسوده باش خداوند موسى را بر تو مسلط نميكند در همان بين كه صحبت ميكردم دست مرا
هامش
( 1 ) منظور از استشهاد اين است كه موسى بن مهدى خيال مىكند جلو قضا و قدر خود را مىتواند بگيرد با اينكه خودش مغلوب قدرت خداست .