از دشمنى مىترسند كه قدرتى داشته باشد كه موجب سود و زيان گردد اگر تصميم بگيرد ، بتواند متصرف شود يا قدرت را از او سلب نمايد ، اما شيطان را خدا آفريد تا او را بپرستد و به وحدانيتش اقرار نمايد . در همان موقع كه آفريد مىدانست چكاره خواهد شد . شيطان سالها با ملائكه به عبادت مشغول بود تا بالاخره به وسيله سجده بر آدم او را آزمايش كرد . شيطان از روى رشگ و حسد و بدبختى از سجده كردن امتناع نمود .
خداوند او را لعنت كرد و از ميان ملائكه خارجش نمود و ملعون و مطرود به زمين فرستادش . شيطان از آن موقع دشمن آدم و فرزندانش شد و قدرتى بر فرزندان آدم جز وسوسه و تشويق به كار بد ندارد با همان مخالفت و سرپيچى كه نمود باز اقرار به خدايى داشت .
گفت آيا سجده براى غير خدا صحيح است ؟ فرمود : نه . گفت : پس چگونه خداوند ملائكه را دستور داد بر آدم سجده كنند ؟ فرمود : كسى كه به امر و دستور خدا سجده كند او براى خدا است زيرا اطاعت فرمان او را نموده . پرسيد كهانت و جادوگرى از كجا به وجود آمد و چگونه خبر از آينده مىدهند ؟ فرمود : كهانت در جاهليت بود هر موقعى كه فاصلهاى پيدا مىشود از عصر پيامبران كاهن شبيه حاكم و داور ميان مردم بود مسائل و وقايعى را كه نمىدانستند به او مراجعه مىكردند او نيز جريانهائى كه بعد به وجود مىآيد به آنها اطلاع مىداد ، اين اطلاع كاهن از آينده به چند طريق پيدا مىشد .
تيز بينى و تيز هوشى و به خاطر خطور كردن و زيركى و گاهى بر دلش القاء مىشد ، زيرا آنچه در روى زمين به وجود مىآيد شيطان مطلع است ، آن را به كاهن مىرساند و وقايع اطراف و داخل منازل را به او مىگويد .
در مورد خبرهاى آسمانى شياطين مىرفتند در جاهائى كه چيزى به گوش آنها برسد در آن موقعى كه از استراق سمع ممنوع نبودند و هدف سنگهاى آسمانى قرار نمىگرفتند . علت اينكه از آنها جلوگيرى به عمل آمد تا روى زمين از اشخاص عملى شبيه وحى به وجود نيايد تا مسأله تشخيص پيامبر و نبوت بر مردم مشكل شود تا
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٢