حجت بر مردم ثابت گردد و اشتباهى به وجود نيايد .
شيطان يك كلمه از اخبار آسمان را در مورد حوادثى كه براى مردم پيش مىآمد مىشنيد آن را حفظ مىكرد ، به زمين مىآمد و بر كاهن القاء مىنمود . از طرف خود كلماتى نيز به آن مىافزود ، حق را به باطل مىآميخت . آنچه كاهن درست مىگفت از اطلاعاتى بود كه شيطان از آسمان گرفته بود و آنچه اشتباه مىكرد از مطالبى بود كه شيطان بر آن افزوده بود . از مواقعى كه شياطين از استراق سمع ممنوع شدند ديگر كهانت از ميان رفت . در اين زمان شيطانها به كاهنان وقايعى را كه مردم با يك ديگر گفتگو مىكنند و جريانهائى كه نقل مىكنند مىرسانند . گاهى نيز شياطين به يك ديگر وقايعى كه در جاهاى دور اتفاق افتاده از قبيل سرقت ، قتل و يا گمشده مىگويند ، آنها نيز مثل انسانها راستگو و دروغگو هستند .
گفت چگونه شيطانها به آسمان بالا مىروند با اينكه آنها نيز مثل مردم هستند در خلقت و جثه براى حضرت سليمان ساختمان مىساختند و كارهائى مىكردند كه انسانها از انجام آن عاجز بودند فرمود : براى سليمان غلظت يافته بودند چنانچه مسخر او نيز بودند اما آنها موجوداتى رقيق ( گازى شكل ) هستند غذاى آنها نسيم است به همان دليل مىتوانند بر آسمان صعود كنند براى استراق سمع با اينكه جسم سنگين نمىتواند بالا برود مگر با نردبان يا وسيلهاى ديگر « 1 » .
گفت اصل سحر از چيست ؟ ساحر چگونه قدرت پيدا كرده بر آن كارهائى كه مىگويند ؟ فرمود : سحر چند نوع است : يك نوع مانند علم طب است .
همان طورى كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند ، ساحران نيز براى هر صحت و آرامشى بلا و فتنهاى دارند و براى هر عافيت و سلامتى بيمارى و گرفتارى و براى
هامش
( 1 ) از اين قسمت خبر استفاده مىشود كه مىتوان به كرات بالا با وسيله رفت چنانچه اين آيه قرآن نيز شاهد بر صعود به آسمانها و كرات است با وسيله .يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ