تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
اختلاف در حجت به وجود آمده و رها كردن او . گفت پس حجت را اين مشخصات چه لزومى دارد ؟ فرمود گاه مورد پيروى و اقتدار قرار مىگيرد و از جانب او راهنمائىهاى لازم يكى پس از ديگرى مىشود اگر چيزى در دين ايجاد شد آنها را مطلع مىنمايد و اگر چيزى بيافزايند خبرشان مىدهد و اگر كم كنند بصير و مطلعشان مىگرداند . پس آن مرد منكر گفت جهان را از چه چيز آفريد ؟ فرمود : از هيچ . گفت چگونه از هيچ بوجود مىآيد ؟ فرمود : اشياء از اين دو صورت خارج نيست يا از چيزى آفريده شد يا از هيچ . اگر از چيزى باشد بايد آن چيز با خدا وجود داشته باشد و قديم باشد . قديم هرگز پديده و حادث نمىگردد و نه بر او تغيير و فنا عارض مىشود و آن چيز يا بايد يك ماده واحد و يك رنگ فقط باشد . اين رنگهاى مختلف و عناصر بسيار موجود در جهان از كجا پيدا شده ؟ مرگ از كجا آمده ؟ اگر چيزى كه در جهان از او بوجود آمده زنده بود يا زندگى چگونه بوجود آمده اگر او مرده بود و نمىتواند از مرده و زنده‌اى كه پيوسته بوده‌اند ، به وجود آمده باشد زيرا زنده كه پيوسته زنده باشد مرگ از او به وجود نمىآيد و نمىتواند مرده در حال مردگى قديم و ازلى باشد زيرا مرده را قدرت و بقائى نيست . گفت پس از كجا قائل شده‌اند كه اشياء ازلى و قديم است فرمود اين عقيده را كسانى دارند كه منكر آفريننده جهان هستند و پيامبران و دستوراتى كه آورده‌اند تكذيب مىكنند و كتابهاى آسمانى را قصه‌سرائى ناميده‌اند و براى خود مرامى مطابق ذوق و علاقه خويش تراشيده‌اند . با اينكه موجودات خود گواهى مىدهند بر آفريده شدن از گردش افلاك و آنچه در ميان آنها است كه هفت فلك است و حركت زمين و هر كس در روى آن است و تغيير زمان و اختلاف وقت و اتفاقاتى كه در جهان به وقوع مىپيوندد از افزايش و نقصان و مرگ و كهنگى كه تمام اينها موجب مىشود اقرار كنيم آنها داراى صانع و آفريننده حكيم و دانا است نمىبينى شيرينى تبديل به ترشى مىگردد و طعم خوشگوار تلخ مىشود و تازه كهنه مىگردد و تمام رهسپار جانب تغيير و فنا هستند .