تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
مىشود مىكنند با همين دليل ثابت مىشود كه دستور دهندگان و نهىكنندگانى از جانب حكيم عليم در ميان خلق هست . كسانى هستند كه تعبير و تفسير دستوراتش را مىنمايند كه آنها همان انبياء و برگزيدگان خلق هستند . حكيمانى هستند كه به حكمت او تربيت شده‌اند و فرستادگان از جانب اويند با اينكه با مردم در زندگى شريك و در تمام تركيبات آفرينش با هم يكى هستند كه اداى رسالت خويش را از جانب خداى حكيم و عليم به وسيله حكمت و دلائل و براهين و شواهد مىنمايند از قبيل زنده كردن مرده و شفا بخشيدن كور و شخص برص دار . پس زمين خالى از حجتى كه همراه با دليلى كه شاهد بر صدق گفتارش باشد نيست و عدالتش را اثبات نمايد . سپس فرمود : ما مدعى هستيم كه زمين خالى از حجت نيست و اين حجت از نژاد انبياء است . هرگز خداوند پيامبرى را از نژاد غير انبياء نفرستاده و جريان چنين است كه خداوند براى انسانها شرع درخشانى قرار داده و از نژاد آدم نسلى را طاهر برگزيد كه از آن نسل انبياء و پيامبران را قرار داد و آنها را برگزيده و گوهر تابناك اويند در نهادهاى پاك و پاكيزه آنها در رحم‌هاى مادران حفظ شدند و آلوده به تيرگيهاى جاهليت نشدند و نه نژادشان در هم آميخت زيرا آنها را در موضعى قرار داد كه بالاترين درجه و شخصيت را داشتند . پس كسانى كه خزينه علم خدا و امين غيب و نگهبان اسرار و حجت او بر مردم و مفسر بيان خدايند جز چنين صفاتى را ندارند . حجت نيست مگر از نژاد آنها كه جايگزين پيامبر است به وسيله علمى كه به وراثت از پيامبر در مباحث نموده اگر مردم منكرش شوند سكوت مىكنند . آنچه در اختيار مردم از علم پيامبر است مقدار اندكى از علم آنها است . با اختلافى كه در همين مقدار كم دارند اگر مردم پيرو آنها شوند و اطاعت نمايند و به آنها چنگ زنند عدالت گسترده مىشود و اختلاف و نزاع از ميان مىرود و كارها استوار مىشود و دين ظاهر مىگردد و يقين جاى شك را مىگيرد كمتر مردم اقرار به او مىنمايند و پاس مقامش را دارند . بعد از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ پيامبرى از دنيا نرفته مگر اينكه امت بعد از او اختلاف نموده‌اند و اين اختلاف فقط از جهت