تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
هر چيزى حيله‌اى انديشيده‌اند . نوع ديگرى تيز هوشى و سرعت عمل و شعبده‌بازى و سبكبالى است . يك نوع هم استفاده از شياطينى كه با آنها ارتباط دارند . گفت شياطين چگونه بر سحر اطلاع يافته‌اند ؟ فرمود : از همان راهى كه پزشكان به علم طب اطلاع يافته‌اند . برخى از اطلاعات به وسيله تجربه پيدا شده و برخى علاج و دوا است . پرسيد در باره آن دو ملك به نام هاروت و ماروت كه مردم مىگويند آن دو به اشخاص سحر مىآموزند چه مىفرمائيد ؟ فرمود : آن دو وسيله‌اى براى آزمايش و امتحان هستند . تسبيح آنها چنين است : هر كس امروز چنين كند ، چنان خواهد شد . اگر به وسيله فلان چيز معالجه كند ، چنان مىشود . انواع سحر مىآموزند هر چه مىگويند اما آن دو ملك مىگويند ما براى شما آزمايش هستيم . آنچه زيانبخش براى شما است و سودى ندارد از ما نگيريد . گفت آيا ساحر مىتواند به وسيله سحر انسان را به صورت سگ و الاغ يا چيز ديگر درآورد ؟ فرمود : او ناتوان‌تر از اينها است و عاجزتر است از آنكه تغييرى در آفرينش خدا دهد . هر كس تركيب صورتى كه خدا قرار داده تغيير دهد شريك اوست در آفرينش . خداوند منزه است از اينكه شريكى داشته باشد . اگر ساحر چنين قدرتى داشته باشد بايد بتواند امراض و ناراحتىها و سفيدى موى و فقر و تنگدستى را از خود بر طرف نمايد . بزرگترين عمل ساحر سخن‌چينى است كه موجب جدائى دو دوست و علاقمند به يك ديگر مىشود و سبب خونريزى و خانه خرابى و رسوائى مىگردد . سخن‌چين بدترين فرد روى زمين است . نزديكترين سخن ساحران به درستى آن چيزهايى است كه به منزله طب است . ساحر شخصى را معالجه مىكند . از نزديكى با زنان خوددارى مىنمايد . پزشك او را بر خلاف اين معالجه مىكند خوب مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) با اينكه قسمتى از اين سؤالها مربوط به بخش خداشناسى نبود ، اما از نظر توضيحات لازم و مفيدى كه داشت و در ضمن باز از يك جهت ارتباط به اين بخش پيدا مىكرد ذكر نموديم .