تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

در جواب نامه نوشت : ناراحت نباش باغت را برميگرداند بسلطان مراجعه مكن برو پيش همان وكيلى كه باغ دست اوست او را از سلطان بزرگ يعنى خداوند تبارك و تعالى بترسان . وكيل را ديد گفت موقعى كه تو رفتى به من نوشت ترا بخواهم و باغ را رد كنم باغ را با نوشته و حكم قاضى ابو الشوارب « 1 » به او رد كردد ، با شهادت شهود و احتياجى پيدا نكرد كه پيش مهتدى خليفه عباسى برود بالاخره صاحب باغ شد . على بن محمّد از يكى از دوستان نقل كرد كه گفت : نامه‌اى محمّد بن حجر براى حضرت عسكرى نوشت شكايت از عبد العزيز بن دلف و يزيد بن عبد اللَّه كرد در جواب او امام نوشت : اما عبد العزيز كه از شرش راحت شدى ، اما يزيد بالاخره در پيشگاه پروردگار يك ديگر را خواهيد ديد عبد العزيز مرد ولى يزيد محمد بن حجر را كشت . احمد بن اسحاق گفت : خدمت حضرت ابو محمّد امام عسكرى عليه السّلام رسيدم و درخواست كردم چند خطى بنويسد تا خطش را بشناسم كه هر وقت نامه‌اى نوشت با آن تطبيق كنم فرمود بسيار خوب اما بايد متوجه باشى كه خط تفاوت مىكند اگر با قلم ريز يا درشت نوشته شود مبادا مشكوك شوى آنگاه دواتى خواست . من با خود گفتم همين قلمى كه با آن مينويسد از امام عليه السّلام بهديه خواهم گرفت پس از نوشتن شروع كرد با من بصحبت كردن در ضمن صحبت قلم را با پارچه دوات پاك ميكرد بعد رو به من نموده فرمود : احمد اين قلم را با خود ببر من قلم را گرفتم . . . . كافى - ج 1 - ص 513 - محمّد بن يحيى از احمد بن اسحاق همين جريان را

هامش
( 1 ) ابو الشوارب احمد بن محمد بن عبد اللَّه اموى است قاضى بغداد بود در زمان متوكل تا زمان مقتدر .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 248 | العلامة المجلسي / موسى خسروى