تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
خدا حركت كنيد . حركت كرديم مقدارى كه راه طى شد من به عقب برگشتم به همان محل رسيدم علامت‌ها را ديدم و شمشير خود را برداشتم ولى خدا در آن محل نه درختى خلق كرده بود و نه آب و نه سايبانى ، بسيار در شگفت شدم . دست بسوى آسمان برداشته از خدا خواستم مرا بر محبت اين خانواده و معرفت و ايمان استوار بدارد بدنبال قافله آمدم تا به آنها رسيدم . حضرت ابو الحسن رو به من نمود و فرمود بالاخره كار خود را كردى عرضكردم آرى سرورم ، من در ترديد بودم اكنون به نظر خود از بىنيازترين مردم هستم در دنيا و آخرت . فرمود صحيح است شيعيان گروهى معدودند و معلوم است كيانند كه يك نفر بر ايشان اضافه نميشود و نه از آنها كم مىگردد . خرايج - داود بن قاسم گفت : خدمت حضرت ابو الحسن هادى عليه السّلام بودم فرمود با اين غلام به فارسى صحبت كن او خيال مىكند فارسى خوب مىداند بغلام گفتم زانويت چيست ؟ جواب نداد امام عليه السّلام به عربى فرمود مىپرسد زانويت چيست ؟ مصباح كفعمى - اسحاق بن عبد اللَّه علوى عريضى ( عريض دهى است در چهار ميلى مدينه ) گفت پدرم با عموهايم سوار شده خدمت حضرت على بن محمّد رسيدند اختلاف داشتند در آن چهار روزى كه در سال روزه گرفته مىشود در آن موقع امام عليه السّلام در صريا ساكن بود و هنوز بسامرا نرفته بود . فرمود آمده‌ايد سؤال كنيد از روزهائى كه در سال روزه گرفته مىشود ؟ عرضكردند فقط براى همين آمده بوديم فرمود امروز هفدهم ربيع الاول است و روزى است كه پيامبر اكرم متولد شده و روز بيست و هفتم رجب روزى كه پيامبر اكرم به نبوت مبعوث گرديد و روز بيست و پنجم ذى قعده كه روز گسترده شدن زمين است و روز هيجدهم ذيحجه كه روز عيد غدير است . اعلام الورى و ارشاد مفيد - ص 309 - خيران اسباطى گفت : خدمت حضرت