تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
محمّد بن علي بن موسى الرضا عليه السّلام است در سال 256 هجرى كه پيوسته بر روى صورت خود نقابى ميافكند . اعراب به او پيغام دادند كه از شهر ما خارج شو نقاب از صورت برداشت ولى او را نشناختند . از آنجا بكاشان رفت احمد بن عبد العزيز بن دلف عجلى خيلى او را احترام نمود و مقدمش را گرامى داشت لباسهاى فاخر به او پوشانيد و اسبهاى عالى تقديمش كرد و هر سال هزار مثقال طلا و يك اسب مجهز مقررى برايش قرار داد . پس از خارج شدن موسى از قم ابو الصديم حسين بن علي بن آدم و مرد ديگرى از سران عرب وارد قم شدند به آنها جريان خارج كردن موسى را اطلاع دادند سران عرب از پى موسى فرستادند و او را بقم آورده پوزش خواستند و بسيار احترام نمودند ، برايش خانه‌اى خريدند و چند سهم از قريه هنبرد و اندريقان و كار چه بنام او كردند و بيست هزار درهم نيز پول نقد دادند كه با آن پول چند باغ خريد . خواهران موسى بنام زينب و ام محمّد و ميمونه دختران حضرت جواد بقم آمدند و در نزد موسى ماندند پس از فوت آنها را كنار قبر حضرت معصومه فاطمه دختر موسى بن جعفر عليه السّلام دفن كردند . موسى در قم بود تا در سال 296 هشت روز به آخر ربيع الآخر شب چهارشنبه از دنيا رفت او را در خانه خودش دفن كردند مزارش اكنون معروف است . در كتاب نجوم مىنويسد : محمّد بن جرير طبرى نقل كرد كه ابو الحسن محمّد بن اسماعيل بن احمد كاتب در سر من رأى سال 338 گفت پدرم نقل كرد كه من در سامرا در درب الحصا قدم ميزدم يزداد پزشك نصرانى شاگرد بختيشوع را ديدم كه از خانه موسى بن بغا خارج شد با هم به راه افتاديم و مشغول صحبت شديم تا اينكه او گفت اين ديوار را مىبيني ميدانى صاحب اين خانه كيست اشاره كرد به خانه كه از كنارش ميگذشتيم ، گفتم خانه مال كيست ؟ گفت همان جوان علوى حجازى منظورش محمّد بن علي بن محمّد بن رضا عليهم السّلام بود .