املاك ترا خواهند داد ولى زياني نخواهى كرد اگر املاكت را هم ندهند .
علي بن محمّد نوفلى گفت : وقتى محمّد بن فرج بسامرا آمد دستور صادر شد كه املاك او را برگردانند ولى هنوز نامه به او نرسيده بود كه از دنيا رفت .
سپس على بن محمّد نوفلى گفت : احمد بن خصيب نامهاى براى محمّد بن فرج نوشت كه بعسكر بيايد « عسكر محلي بود كه معتصم در موقع ساختن سامرا در آنجا با سپاهش سكونت داشت » .
محمّد بن فرج نامهاى براى امام علي النقى عليه السّلام نوشت و در اين مورد با ايشان مشورت نمود .
امام در جواب نوشت : برو ان شاء اللَّه در آنجا برايت فرج خواهد بود . بجانب عسكر رفت چيزى در آن محل توقف ننموده از دنيا رفت .
خرايج - ص 209 - گروهى از اهالى اصفهان از آن جمله ابو العباس احمد بن نضر و ابو جعفر محمّد بن علويه گفتند كه در اصفهان مردى بنام عبد الرحمن بود كه مذهب شيعه داشت از او پرسيدند علت تشيع تو چه بود و چه باعث شد كه معتقد بامامت علي النقى شدى .
گفت من چيزى مشاهده كردم كه موجب اين اعتقادم شد و آن چنين بود كه من مردى فقير بودم ولى زبان آور و با جرأت . يك سال اهالى اصفهان مرا با چند نفر ديگر براى شكايت بدربار متوكل فرستادند .
روزى جلو خانه متوكل ايستاده بوديم دستور داد علي بن محمّد پسر حضرت رضا را بياورند .
من بيكى از اشخاصى كه پهلويم ايستاده بود گفتم : اين مرد كيست كه متوكل دستور داده او را بياورند ؟ گفت : او مردى از اولاد على است كه شيعيان معتقد به امامتش هستند . دنباله سخنان خود را چنين ادامه داد كه ممكن است متوكل دستور داده او را بياورند براى كشتن .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١