هر موقع براى آنها حاضر باشد ببينند و لذت ببرند ولى چون اجسامى لطيف و روحانى و ملكوتى هستند ساير مردم آنها را نبينند خداوند قدرت ديد سئوالكننده را تقويت نمود باعجاز امام عليه السّلام تا آنها را ديد .
بنا بر اين ممكن است در وادى السلام ، يخها و نهرها و سبزهها و استخرهائى باشد كه ارواح مؤمنين يا پيكر لطيف مثالى خود از آن بهرهمند شوند و ما نتوانيم ببينيم .
با همين توضيح بسيارى از اشكالات كه در معجزات پيش مىآيد حل مىشود و نسبتهائى كه در مورد اخبار برزخ و معاد است شبيه عالم مثال است كه حكماى اشراق و صوفيه معتقدند ولى بين اين دو فرق آشكارى است .
اين بود وجوهى كه بخاطرم رسيد اميدوارم خداوند در گفتار و كردار مرا نگهدارد .
بصائر الدرجات - ص 467 - ابو الفضل شيبانى از هارون بن فضل نقل كرده كه گفت من خدمت حضرت امام على النقى بودم روزى كه حضرت جواد از دنيا رفته بود يك مرتبه ايشان گفتند :
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
حضرت جواد از دنيا رفت شخصى عرضكرد از كجا فهميديد فرمود چنان خوارى و كوچكى از خود در مقابل خدا حس كردم كه سابقه نداشت .
مناقب آل ابو طالب - ج 4 ص 408 - ابو هاشم جعفرى گفت خدمت حضرت هادى رسيدم به زبان هندى با من صحبت كرد ولى من نميتوانستم جواب بدهم جلو امام يك ظرف بود پر از ريگ يك ريگ از ميان آنها برداشت و در دهان خود گذاشت مدتى مكيد سپس آن را به طرف من انداخت من نيز در دهان گذاشتم به خدا سوگند از خدمت امام مرخص نشده بودم كه هفتاد و سه زبان ميتوانستم صحبت كنم اولى آنها زبان هندى بود .
خرايج - ابو هاشم گفت خدمت حضرت هادى بودم آن جناب را آبله گرفته بود به طبيب گفتم « آب گرفت » به زبان فارسى در اين موقع امام عليه السّلام رو