تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
خاموش كنند و بشما اهانت نمايند حتى در اين مورد كه شما را در اين گداخانه جا داده‌اند . فرمود : پسر سيد تو همين قدر نسبت بما معرفت دارى ناگاه با دست اشاره نموده فرمود نگاه كن چشم انداختم ديدم باغ‌هاى بسيار زيبا و سبز و خرم حوريه‌ها و غلمان پيكر آنها از صفا همچون در شاهوار ميدرخشيد پرندگان و نهرهاى جارى و آهوان چشم مرا خيره كرده بود و حيران در تماشاى آنها بودم . فرمود ما هر كجا باشيم چنين چيزها براى ما آماده است ما در گداخانه نيستيم . توضيح - در اين روايت چون سئوال‌كننده فهم و دركش كم بود و لذت‌هاى روحى و مقامهاى معنوى آنها را نمىتوانست درك كند و خيال مىكرد اين پيش - آمدها موجب خوارى و كوچكى ايشان مىشود او متوجه نبود كه بر عكس چنين احوالى باعث افزايش مقام و درجات واقعى آنها و لذت روحى ايشان مىگردد و از لذت‌هاى زودگذر دنيا تنفر دارند . اما راوى توجه به نعمت‌ها و لذت‌هاى زودگذر دنياى فانى داشت به همين جهت مقام‌ها و درجات آخرت را به او نشان دادند چون بيش از اين اطلاعى نداشت . ولى كيفيت ديدن او از مطالبى است كه بر ما نيز معلوم نيست و لزومى ندارد در اين مورد زياد خود را به زحمت اندازيم ولى به اندازه فهم و دركى كه دارم چند وجه بخاطرم راجع به آن رسيده : اول - اينكه خداوند بقدرت خود براى اعجاز امام عليه السّلام اين اشياء را در همان ساعت در هوا بوجود آورده تا راوى ببيند و بفهمد كه سكوت ائمه در مقابل چنين پيش آمدها بواسطه تسليم و رضا در مقابل قضاى خداست و گر نه آنها قدرت چنين عجائبى را دارند بوجود آوردند از مقام امامت و خلافت واقعى با اين پيش آمدها كم و كاستى نمىشود و موجب خوارى و ذلت ايشان نمىگردد . دوم - اينكه اين صورتها را خداوند در حس مشترك او بوجود آورده تا