صفت از خوارى و بىارزش شدن نگهداريت نموده من جلوتر اين سخنان را برايت توضيح دادم چون ميدانستم مىخواهى شكايت كنى از خدائى كه چنين نعمتها را به تو ارزانى داشته اينك دستور دادم به تو صد دينار طلا بدهند آن را بگير .
امالى شيخ طوسى - فحام از منصورى از عموى پدر خود نقل كرده كه گفت :
روزى امام على النقى عليه السّلام فرمود : ابا موسى مرا باجبار بسامرا مىبرند اگر از سامرا خارج كنند باز باجبار است نه با رضايت خودم . عرض كردم اين براى چيست .
فرمود : « لطيب هوائها و عذوبة مائها و قلة دائها » چون اين سرزمين خوش آب و هواست و بيمارى در آنجا كم است .
آنگاه فرمود : پس از فوت من سامرا ويران خواهد شد بطورى كه فقط يك كاروانسرا و يك بقال در آنجا مسكن دارد كه قافلهها رفع احتياج نمايند و علامت نزديك شدن خرابى سامرا ساختمان كردن بر محل دفن من پس از فوت من است .
بصائر الدرجات - ص 249 - ابن على پسر راشد گفت : مقدارى مال نزد من آوردند قبل از اينكه من نامهها را بگشايم پيكى از طرف امام عليه السّلام آمد كه آنها را خدمت ايشان بفرستم پيغامم داده بود كه فلان دفتر را نيز بفرست .
در منزل من ابدا دفترى وجود نداشت از جاى حركت كردم و در جستجوى دفترى شدم كه احتمال بودن آن را نميدادم چيزى نيافتم . همين كه پيك امام آماده برگشتن شد گفتم : بايست يكى از بارها را گشودم دفترى بچشمم خورد كه تا آن وقت از آن اطلاعى نداشتم ولى من ميدانستم كه امام هر چه بفرمايد يك واقعيت است دفتر را خدمت آن جناب فرستادم .
بصائر - محمّد بن حسين از على بن مهزيار نقل كرد كه گفت خدمت حضرت هادى عليه السّلام رسيدم قبل از اينكه من سخنى بگويم آن جناب به فارسى با من صحبت كرد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٢