بخش سوم معجزات و اخلاق و رفتار شايسته امام عليه السلام
اعلام الورى - ص 343 - سيد ابو طالب محمّد بن حسين حسينى گرگانى از پدر خود حسين بن حسن . . . از ابو هاشم جعفرى نقل كرد كه گفت : در مدينه بودم كه بغاء ( يكى از سپهداران متوكل ) در جستجوى اعراب شود لشكر بمدينه رسيد حضرت هادى عليه السّلام فرمود : برويم ببينيم اين سپهدار ترك چگونه صف آرائى كرده .
بيرون شديم ايستاديم تا سپاه آمد مردى از تركها از كنار ما گذشت حضرت هادى با او به زبان تركى صحبت كرد مرد ترك از اسب پياده شد و سم مركب سوارى امام را بوسيد . من او را قسم دادم كه اين مرد به تو چه گفت .
از من پرسيد اين مرد پيامبر است ؟ گفتم : نه ، گفت : مرا بنامى صدا زد كه در كودكى آن نام را بر من گذاشته بودند در سرزمين ترك و كسى تا اين ساعت از آن نام اطلاع نداشت .
امالى شيخ طوسى - ج 4 ص 417 - منصورى از عموى پدر خود نقل كرده كه گفت : يك روز پيش متوكل رفتم مشغول شراب بود به من نيز تعارف كرد گفتم : سرورم تا كنون شراب ننوشيدهام گفت : تو با على بن محمّد شراب ميخوردى .
گفتم : نميدانم آنچه در دست دارى برايت چه زيانى دارد ولى اين سخن تو او را زيانى نميرساند اين حرف را به حضرت هادى عرض نكردم .
گفت : يك روز فتح بن خاقان به من گفت : متوكل مرا دستور داده در