تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نيز همين شهادت را داد و به خط خود نوشت . توضيح - اينكه در وصيت قيد مىكند امام عليه السّلام پس از بلوغ متصدى اموال و ثروت آن جناب شود ممكن است بواسطه تقيه از مخالفين چنين قيدى را نموده باشد و كار را قبل از بلوغ بعبد اللَّه بن مساور سپارد تا قاضىهاى آنها نتوانند ايرادى بگيرند . عيون المعجزات - احمد بن محمّد بن عيسى از پدر خود نقل مىكند كه حضرت جواد وقتى خواست از مدينه بجانب عراق رهسپار شود و برگردد حضرت ابو الحسن را روى زانوى خود گذاشت و تصريح بامامت ايشان كرده به او فرمود از چيزهاى خوب عراق چه ميل دارى برايت بياورم . عرضكرد شمشيرى كه چون آتش بدرخشد . در اين موقع روى بجانب موسى فرزند خود نموده به او فرمود تو چه دوست دارى . گفت يك اسب . فرمود ابو الحسن به من شباهت دارد و موسى بمادرش .