و نام كاهلان براى آنست كه مردى هميان خود را روى طاق حوض گذاشت و در آن حوض خود را شستشو نمود بجانب مكه رفت و از هميان فراموش كرد پس از بازگشت از مكه براى شستشو به نزديك حوض آمد ديد هميان همانطور هست از مردم پرسيد جريان اين هميان چيست كه باقيمانده .
گفتند يك مار بزرگ اينجا خانه كرده آن مرد بالاى طاق رفت و هميان خود را برداشت و در حوض غسل كرده ميگفت اين از اعجاز امام است . بعضى از آنها به يكديگر نگاه كرده گفتند اى كاهل مردم سستى كرديد و هميان را قبلا برنداشتيد به همين جهت معروف بحوض كاهلان شد و آن محله را فوز گفتند چون اول فتح شد بعد تصحيف كرده فوزا گفتند .
حسين بن منصور از برادر خود نقل كرد كه گفت : خدمت حضرت رضا رسيدم در يك صندوق خانه در شب دست خود را بلند كرد گوئى در اطاق ده چراغ روشن است در اين موقع مردى اجازه ورود خواست دست را پائين آورد و اجازه داد وارد شود .
كتاب نجوم : محمّد بن جرير طبرى از مفيدين جنيد شامى نقل مىكند كه گفت خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيده عرض كردم مردم خيلى از كارهاى شگفت انگيز شما صحبت ميكنند اگر يكى از آنها را بمنهم نشان بدهى آن را تعريف ميكنم فرمود چه ميخواهى ؟
عرض كرد پدر و مادرم را برايم زنده كنى . فرمود : برو بخانهات هر دو را زنده كردهام . گفت به خدا قسم وارد خانه شدم هر دو در خانه نشسته بودند و مدت ده روز با من بودند باز خداوند جان آن دو را گرفت .
كشف الغمه ، محمّد بن طلحه گفت : وقتى مأمون حضرت رضا را وليعهد و جانشين خود قرار داد بعضى از اطرافيان مأمون ناراضى بودند و ميترسيدند كه خلافت از خاندان بني عباس خارج شود و منتقل بخاندان فاطمى عليهم السّلام
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥١