نديدهام باز غلام برگشت گفت فرموده است تو جستجو كن . غلام را فرستادم و گفتم از اين نوع من ندارم براى مرتبه سوم او را برگردانده و فرموده بود تو جستجو كن از آن نوع در پيش تو هست . حسن بن علي وشاء گفت مردى از آن نوع جامه يكى پيش من امانت گذاشته بود كه بفروشم ولى من فراموش كرده بودم هر چه داشتم جستجو كردم تا بالاخره در جامه دانى كه زير لباسها بود آن را پيدا كرده برايش بردم . عيون : صفوان بن يحيى گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام بودم . حسين بن خالد صيرفى خدمتش رسيد عرض كرد فدايت شوم من تصميم دارم با عوض « 1 » بروم . فرمود هر جا سلامتى را جستى از دست مده اين فرمايش امام او را قانع نكرد بجانب اعوض رفت . در بين راه دزدها تمام اموالش را گرفتند . قرب الاسناد : ص 231 - ابن جهم گفت : حضرت رضا عليه السّلام پس از بازگشت من از مكه نامهاى برايم نوشت به اين مضمون : « پس از چهار ماه در محل شما حادثهء بوقوع ميپيوندد » پيش آمد محمّد ابن ابراهيم و جريان بغداد و كشته شدن ياران زبير و فرار آنها واقع شد گفت ابراهيم بن اسرائيل نقل كرد كه حضرت رضا فرمود من در خواب ديدهام به من گفته برايت فرزندى متولد نخواهد شد مگر پس از گذشت چهل سال از عمرت پس از چهل سال فرزندى از زنى كه داراى اين نشانه است رنگش تغيير يافته و به قيمت ارزان خريدارى كردهاى برايت متولد خواهد شد . توضيح : جريان محمّد بن ابراهيم اشاره است بجنگى كه بين مأمون و امين اتفاق افتاد كه منجر بكشته شدن امين گرديد محمّد بن ابراهيم افريقائى از ياران امين بود و زهير بن مسيب از فرزندان مأمون اين فرمايش امام اشاره به پيروز شدن امين است در ابتداى كار .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦
هامش
( 1 ) محلى است در اطراف مدينه .