حضرت رضا عليه السّلام دستهاى خود را زير و رو ميكرد و ميفرمود : آرى به خدا دستشان نميرسد كه انتقام بگيرند .
به اين شعر كه رسيد :
لقد خفت في الدنيا و أيام سعيها * و انى لارجو الا من بعد وفاتى
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : دعبل خدا ترا از گرفتارى قيامت در امان بدارد بنا بر روايت ديگرى كه در صفحهء قبل نقل شده به اين شعر كه رسيد :
خروج امام لا محالة واقع * يقوم على اسم اللَّه و البركات
يميز فينا كل حق و باطل * و يجزى على النعماء و النقمات
حضرت رضا عليه السّلام گريه شديدى كرد بعد سربلند كرده فرمود : دعبل روح القدس اين شعر را به زبان تو انداخته ، ميدانى اين امام كيست و چه وقت قيام مىكند عرض كرد : نه آقا ، من شنيدهام از شما كه امامى ظهور مىكند از شما خانواده زمين را پاك مىكند و پر از عدل و داد مىنمايد .
فرمود : دعبل امام بعد از من پسرم محمّد است بعد از او پسرش علي است و بعد از علي پسرش حسن است ، بعد از حسن پسرش حجت قائم و امام منتظر است كه انتظار ظهورش را در غيبت ميكشند وقتى ظهور كند پيروز است اگر از دنيا حتى يك روز باقى باشد خدا آن روز را طولانى مىكند تا او خروج كند و دنيا را پر از عدل و داد نمايند ، همانطور كه پر از ظلم و جور شده اما چه وقت . سخن از تعيين وقت است كه پدرم از پدرش از آباء گرامش از علي عليه السّلام نقل كرد كه بپيامبر اكرم عرض كردند چه وقت قائم از فرزندان شما ظهور مىكند فرمود :
مثل او همچون قيامت است كه در موقعش انجام مىشود يك مرتبه خواهد شد .
وقتى رسيد به اين شعر :
و قبر ببغداد لنفس زكية * تضمنها الرحمن في الغرفات
حضرت رضا فرمود : دو خط باشعارت اضافه بكنم كه قصيدهات تكميل شود عرضكرد : بفرمائيد يا ابن رسول اللَّه اين دو شعر را فرمود :