تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
ابراهيم بن عباس نيز اين شعر را سرود :
أزال عزاء القلب بعد التجلد * مصارع اولاد النبى محمّد
امام عليه السّلام به آن دويست هزار درهم از سكه‌هاى نقره‌اى كه مأمون دستور داده بود در آن وقت بنام ايشان بزنند داد ، دعبل با ده هزار درهم سهم خود بجانب قم رفت هر درهم را فروخت به ده درهم صد هزار درهم بدست آورد ولى ابراهيم پولها را نگهداشت مقدارى را هديه داد و مقدارى را بين خانواده خود تقسيم كرد تا وقتى كه از دنيا رفت كفن و مخارج دفن ، كارهاى فوتش از همان پول بود . عيون : محمّد بن سليمان نوفلى گفت : وقتى مأمون حضرت رضا را وليعهد خود گردانيد شاعران بدربار مأمون آمده با مدح‌سرائى و ستايش از عمل مأمون در باره وليعهدى حضرت رضا عليه السّلام جايزه‌هاى گران گرفتند ابو نواس نيامد و مدحى نگفت روزى وارد بر مأمون شد به او گفت : ابو نواس تو مقام حضرت رضا را پيش من ميدانى كه چقدر نزد من گرامى است چرا تاكنون او را مدح نكرده‌اى با اينكه تو يگانه شاعر زمان هستى و نظيرى ندارى ابو نواس اين شعر را سرود :
قيل لى أنت أوحد الناس طرا * في فنون من كلام النبيه لك من جوهر الكلام بديع * يثمر الدرّ في يدى مجتنيه فعلى ما تركت مدح ابن موسى * و الخصال التى تجمعن فيه قلت لا أهتدى لمدح امام * كان جبريل خادما لابيه
مأمون گفت : احسن به اندازه تمام جايزه‌هائى كه بشعراء پرداخته بود به ابو نواس داد و او را اضافه بر جايزه تمام آنها بخشيد . عيون : صولى گفت : از ابو العباس محمّد بن يزيد مبرد شنيدم كه ميگفت روزى ابو نواس از منزل خود خارج شد رسيد بشخصى كه سوار بر مركبى بود پرسيد اين آقا كيست صورتش را نميديد به او گفتند علي بن موسى الرضا عليه السّلام است همان جا اين شعر را سرود :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 226 | العلامة المجلسي / موسى خسروى