و بوى عنبر تقوى از اين خاندان ميتراود . مأمون جعبهاى را خواست كه پر از مرواريد بود دهانش را پر از مرواريد كرد .
در امالى : شيخ از محمّد بن ابراهيم بن كثير نقل شده كه گفت : بعيادت ابو نواس پسر هانى رفتيم در همان بيمارى كه بسبب آن از دنيا رفت . عيسى بن موسى هاشمى به او گفت : ابو علي تو آخرين روزهاى دنيا و اولين روز آخرت را طى ميكنى بين خود و پروردگار خويش جرائمى دارى توبه كن ابو نواس گفت : مرا بنشانيد همين كه راست نشست گفت مرا از خدا ميترسانى حماد بن سلمه از ثابت بنانى و او از انس بن مالك نقل كرد كه پيغمبر اكرم فرمود : هر پيامبرى شفاعتى دارد من شفاعت خود را نگهداشتهام براى اهل كبائر از امتم ( كسانى كه مرتكب گناه كبيره شدهاند ) تو خيال ميكنى من از اهل كبائر هم نباشم .
عيون : ابو الصلت هروى گفت : دعبل بن علي خزاعى در مرو خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيد عرض كرد يا ابن رسول اللَّه من قصيدهاى در باره شما سرودهام و قسم خوردهام براى كسى قبل از شما نخوانم فرمود : بخوان . شروع كرد به خواندن :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات
« 1 » به اين شعر كه رسيد :
ارى فيئهم في غير هم متقسما * و ايديهم من فيئهم صفرات
« 2 » حضرت رضا عليه السّلام گريه كرده فرمود : راست ميگوئى خزاعى همين كه رسيد به اين شعر :
اذا وتروا مدوا الى واتريهم * أكفا عن الاوتار منقبضات
« 3 »
هامش
( 1 ) قصيده داراى 121 خط است كه با توضيح و معنى لغات مشكل آن در همين كتاب نقل شده كه از جهت اختصار به همين چند بيت كه در روايت است اكتفا كرديم .
( 2 ) مىبينم اموال آنها را ديگران بين خود تقسيم مىكنند دست صاحبان مال از آن كوتاه است اشاره بعصر عاشورا و غارت كردن خيمهها است .
( 3 ) وقتى يكنفر از آنها را بكشند نمىتوانند خونبها بگيرند بلكه نمىتوانند خيانت را اظهار كنند .