تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

بخش هفدهم اشعار مدح و ستايشهاى حضرت رضا عليه السّلام

عيون : احمد بن اسماعيل بن خضيب گفت : وقتى حضرت رضا عليه السّلام وليعهد شد ابراهيم بن عباس و دعبل بن علي كه پيوسته هر جا ميرفتند با هم بودند بجانب امام عليه السّلام رفتند رزين بن علي برادر دعبل نيز همراه آنها بود در بين راه دزدها سر راه بر ايشان گرفتند و هر چه داشتند بغارت بردند در بعضى از منازل مجبور شدند از خستگى سوار الاغى شوند كه خواربار داشت ابراهيم اين خط شعر را سرود :
اعيدت بعد حمل الشوك أحمالا من الخزف * نشاوى لا من الخمرة بل من شدة الضعف
رو بر زرين برادر دعبل كرده گفت : دنباله‌اش را بگو و اين خط را سرود :
فلو كنتم على ذاك تصيرون الى القصف * تساوت حالكم فيه و لا تبقوا على الخسف
آنگاه بدعبل گفت : تو دنبال اين شعر را بگير دعبل اين خط را سرود :
اذا فات الذى فات فكونوا من ذوى الظرف * و خفوا نقصف اليوم فانى بائع خفىّ
عيون : هارون بن عبد اللَّه مهلبى گفت : وقتى ابراهيم بن عباس و دعبل خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدند كه با آن جناب بوليعهدى بيعت شده بود دعبل اين قصيده را براى حضرت رضا خواند :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات