شدند ( درود بر پيامبر و آلش ) .
كافى : علي بن اسباط گفت : به حضرت رضا عرضكردم : مردى رفت پيش برادرت ابراهيم . ابراهيم به او گفت : كه پدرت زنده است و شما هم از اين جريان اطلاعى دارى كه او ندارد . فرمود : سبحان اللَّه پيغمبر از دنيا رفت .
حضرت موسى بن جعفر نميميرد به خدا قسم همان طورى كه پيامبر اكرم از دنيا رفت او نيز از دنيا رفته است .
اما خداوند پس از درگذشت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم پيوسته نعمت و مزيت اين دين را بفرزندان عجم و غير عرب ارزانى ميدارد و از خويشاوندان پيغمبر منصرف مينمايد آنها ميدهند اينها جلوگيرى مىكنند در اول ماه ذيحجه من هزار دينار قرض اين برادرم را پرداخت كردم كه نزديك بود زنان خود را طلاق دهد و غلامان را آزاد نمايد ، ولى ميشنوم اينك حرفهائى را كه يوسف از برادرانش شنيد .
علل الشرائع : ريان بن صلت گفت : گروهى در خراسان خدمت حضرت رضا رسيده گفتند : بعضى از خويشاوندان شما كارهاى زشتى انجام ميدهند خوبست آنها را نهى كنى فرمود : چنين كارى نمىكنم عرض كردند براى چه فرمود : چون از پدرم شنيدم فرمود : نصيحت خشن است ( يعنى پذيرش آن دشوار است قبول نميكنند ) .
عيون : وشاء از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرد كه فرمود : هر وقت هلال ذيحجه مىشود و ما در مدينه هستيم چارهاى نداريم بايد احرام به حج ببنديم چون ما از شجره محرم ميشويم كه آن را پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم ميقات قرار داده ولى شما وقتى از عراق مىآئيد و هلال ماه ذيحجه مىشود ميتوانيد قصد عمره كنيد زيرا جلو شما ذات عرق و جز آن ميقات ديگرى نيز هست كه پيغمبر براى شما تعيين نموده . فضل گفت : پس من با اينكه طواف خانه را نمودهام ميتوانم قصد تمتع نمايم فرمود : بلى .
اين جريان را محمّد بن جعفر بسفيان بن عيينه و اصحاب او گفت كه فلانى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٣