تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
چنين و چنان گفت سفيان بر حضرت رضا عليه السّلام خورده گرفت . صدوق رحمة اللَّه عليه گفته است سفيان بن عيينه حضرت صادق عليه السّلام را ملاقات كرده و از آن جناب روايت نقل نموده و تا زمان حضرت رضا عليه السّلام زنده بود . در كتاب عدد مينويسد : از نژاد و نسل عباس بن امير المؤمنين عباس بن حسن بن عبيد اللَّه بن عباس بن امير المؤمنين است كه خطيب در تاريخ بغداد نام او را برده ، مينويسد در ايام هارون الرشيد وارد بغداد شد و مصاحب هارون بود هارون به او احترام مىكرد بعد مصاحب مأمون شد مردى فاضل و شاعرى عالى و فصيح بود كه علويها معتقدند بهترين شاعر از اولاد ابى طالب بوده . روزى پيش مأمون رفت بسيار عالى صحبت كرد مأمون گفت به خدا تو خوب صحبت ميكنى حضورت موجب زينت مجلس ما است و در غياب مورد اعتمادى گفته است روزى بدر خانه مأمون آمد دربان نگاهى به او كرده سربزير انداخت عباس گفت : اگر اجازه بدهد وارد ميشويم و عذر بخواهد ميپذيريم ، بگويد بر گرد برميگرديم ، اما اين بد نگاه كردن و سر به زير انداختن و نميدانم . گفتن را من نمىفهمم براى چيست . دربان شرمنده شد اين شعر را خواند :
و ما من رضى كان الحمار مطيتى * و لكن من يمشى سيرضى بما ركب
عباس چند برادر داشت كه دانشمند و فاضل بودند بنام هادى محمّد و عبيد اللَّه و فضل و حمزه كه تمام ايشان فرزندان حسن بن عبيد اللَّه بن عباس بودند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 224 | العلامة المجلسي / موسى خسروى