مقروض هستند تمام قرض ايشان را پس از گرفتن زكات آن بپرداز و از طلبكاران رسيد بگير به خدا من مواسات و برابرى و نيكى بشما را رها نخواهم كرد تا زنده باشم شما هر چه مايليد بگوئيد .
عباس گفت : هر چه بما بدهى از درآمد اموال خودمان دادهاى ما بيشتر از اينها حق در نزد تو داريم فرمود هر چه مايليد بگوئيد . آبروى من آبروى شما است اگر خوب رفتار كنيد پاداش از خدا ميگيريد و اگر بد رفتارى كنيد خداوند بخشنده و مهربان است شما ميدانيد كه من امروز فرزندى ندارم و جز شما وارث ديگرى براى من نيست اگر بنا بگفتهء شما چيزى را از حق شما نگه دارم يا پنهان نمايم بشما برميگردد . خدا ميداند از وقتى كه پدرت از دنيا رفته هر چه بدست آوردهام ميدانى كه چگونه مصرف نمودهام .
عباس از جاى حركت كرده گفت به خدا اين حرف صحيح نيست تو اختيار دار ما نيستى حسادت پدرمان و تصميم او موجب چنين كارى شده كه براى تو و ايشان خدا تجويز نكرده تو ميدانى كه من صفوان بن يحيى پيراهن فروشى را در كوفه ميشناسم اگر بنا به تسليم باشد بر او سخت ميگيرم و پولها را از او و تو ميگيرم . فرمود :
لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم
اما برادرانم ! من مشتاق آسايش شمايم خدا شاهد است ، بار خدايا و ميدانى كه من دوستدار صلاح آنها و خيرخواه ايشانم و مهربانم با آنها و توجه به كار ايشان شب و روز دارم . خداوندا به من پاداش نيكو بده اگر بر خلاف اين هستم تو عالم بر اسرارى آن طور كه شايسته هستم جزا بده خوب يا بد . خدايا ايشان را راهنمائى فرما و كارشان را اصلاح كن و شيطان را از آنها دور گردان و آنها را بر اطاعت و بندگى خود يارى كن و به راه راست استوار دار ! ! برادر جان من كه جز خوبى شما را نميخواهم و كوشش در راه خير شما ميكنم خدا را بر اين وضع شاهد ميگيرم . عباس گفت من زبان بازى تو را خوب سابقه دارم ديگر حرف تو در من اثرى نميكند در اين موقع از هم جدا
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٢