يك روز ابو لهب خدمت پيغمبر رسيده آن جناب را تهديد كرد پيغمبر اكرم به او فرمود اگر از جانب تو به من خدشهاى وارد شد من دروغگو هستم اين اولين معجزهاى بود كه پيغمبر اكرم اظهار نمود اينك من نيز اول نشانه امامت را اظهار ميكنم اگر از جانب هارون به من خدشهاى وارد شد من دروغگو هستم .
حسين بن مهران گفت بسيار خوب آنچه ما در جستجويش بوديم تمام است اگر آشكارا اين سخن را اظهار كنى فرمود بالاتر از اين چه ميخواهى ؟ مايلى بروم پيش هارون به او بگويم من امام هستم و تو هيچ كاره هستى پيغمبر اكرم در ابتداى رسالت خود چنين نكرد اين حرف را بخانواده و غلامان و خويشاوندانى كه به آنها اعتماد داشت ميگفت به آنها اين امتياز را داد . شما معتقد بامامت پدرانم كه قبل از من بودهاند هستيد ميگوئيد حضرت رضا از روى تقيه اظهار نمىكند كه پدرش زنده است . من از شما تقيه نميكنم در اينكه آشكارا ميگويم امام هستم اگر پدرم زنده باشد چطور تقيه ميكنم در اظهار زنده بودن ايشان .
مناقب : صفوان بن يحيى گفت پس از درگذشت موسى بن جعفر حضرت رضا اظهار امامت كرد بطورى كه ما از جانب هارون نسبت بايشان ترسيديم عرضكرديم آقا شما كار بزرگى كرديد ، از اين ستمگر ما وحشت داريم فرمود هر كار ميخواهد بكند به من نميتواند ضررى برساند .
حمزة بن جعفر ارجانى گفت هارون از مسجد الحرام دو مرتبه خارج شد حضرت رضا عليه السّلام نيز دو مرتبه . على بن موسى الرضا عليه السّلام فرمود چقدر فاصله ما زياد است و به زودى از نزديك يك ديگر را ملاقات خواهيم كرد اى طوس من و هارون را با هم جمع خواهى كرد .
كافى : محمّد بن سنان گفت به حضرت رضا عليه السّلام در زمان هارون عرضكردم خودت را در مورد امامت مشهور كردهاى و بجاى پدر خويش نشستهاى با اينكه از دم شمشير هارون خون ميچكد . فرمود به من جرات داده فرمايش پيامبر اكرم كه فرمود اگر ابو جهل يك سر مو از من كم كند بدانيد كه من پيغمبر نيستم من نيز
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٣