به آن مرد فرمود حالا بردار ببر داخل اين اطاق ، آن مرد گوشتها را برد داخل اطاق شنيد قرمهها ميگويند مثل ما را امام و اولاد پيامبران نبايد بخورند چون بدستور اسلام كشته نشدهايم آن دو خيك را برداشته بيرون آمد .
امام فرمود چه گفتند . عرض كرد هر چه شما فرمودى اين گوشتها نيز همان را گفتند كه تذكيه نشدهاند .
امام صادق فرمود : حالا فهميدى ابا هارون كه امام چيزهائى ميداند كه مردم نميدانند . خيك قرمه را بيرون برده پيش سگى انداخت .
مناقب و خرايج - عبد اللَّه بن يحيى كاهلى گفت : حضرت صادق فرمود :
وقتى درندهاى را به بينى چه ميگوئى ؟ ! گفتم : نميدانم . فرمود : هر وقت درندهاى ديدى در روبروى او آية الكرسى را بخوان و او را قسم به خدا و حضرت محمّد و حضرت سليمان بن داود و حضرت على امير المؤمنين و پيشوايان بعد از او بده . اين كار را بكنى به تو كارى نخواهد داشت .
عبد اللَّه كاهلى گفت : رفتم بكوفه با پسر عمويم به طرف دهى رفتيم ناگاه در بين راه درندهاى با ما روبرو شد من آية الكرسى را روبرويش خواندم و او را قسم به خدا و محمّد مصطفى و سليمان بن داود و امير المؤمنين و ائمه بعد از او دادم كه از سر راه ما برو ما را اذيت نكن ما به تو كارى نداريم .
ديدم سر به زير انداخت و دم خويش را وسط دو پا انداخت و به راه خود ادامه داد و از همان جا كه آمده بود برگشت .
پسر عمويم گفت : تا كنون مثل اين سخن ترا نشنيده بودم .
گفتم : اين دستور را حضرت صادق عليه السّلام فرموده .
گفت : گواهى مىدهم كه او امام واجب الاطاعة است با اينكه پسر عمويم هيچ اطلاعى از امامت نداشت .
سال بعد خدمت حضرت صادق رسيدم جريان را عرض كردم فرمود تو خيال
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٤