على بن حسن راوى حديث گفت از كاروانيان و غير آنها به همين مقدار كشته شدند . در همين خبر حضرت صادق ميفرمايد بىشك و ترديد از آل محمّد مردى قيام خواهد كرد كه پرچم سفيدى بدست دارد .
على بن حسن گفت : قبيلهء بنى رواس در سال دويست و پنجاه اجتماع نمودند براى نماز در مسجد جامع پرچمى از عمامه سفيد بر نيزهاى كرده بودند و بدست محمّد بن معروف بود در موقع خروج يحيى بن عمر .
در همين خبر امام ميفرمايد فرات شما خشك مىشود . همين طور نيز شد .
باز فرمود : بر شما مسلط ميشوند گروهى كه چشمهاى ريز دارند شما را آواره ميكنند و از خانههاى خود بيرون مينمايند .
على بن حسن راوى حديث گفت كيجور با تركها آمدند و مردم را از خانههاى خود بيرون كردند .
حضرت صادق فرمود : درندگان به خانه شما حمله مىكنند . على بن حسن گفت چنين شد كه درندگان حمله بخانههاى ما نمودند .
فرمود مردى سفيد پوست با سبيلهاى بلند خروج مىكند براى او صندلى ميگذارند جلو خانهء عمر بن حريث مردم را دعوت مىكند به بيزارى از على بن ابى طالب عليه السّلام و گروهى از مردم را ميكشد و در همان روز كشته مىشود .
على بن حسن گفت اين را نيز به چشم خود ديدم .
مناقب - سعد اسكاف گفت روزى خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم مردى از كوهستان هدايا و تحفههائى آورد در بين تحفههاى او يك خيك گوشت حيوانات وحشى را قرمه كرده بود . حضرت صادق عليه السّلام آنها را روى زمين ريخت فرمود اينها را ببر بده به سگها .
آن مرد عرض كرد براى چه ؟ فرمود اينها حلال نيست . عرض كرد از مرد مسلمانى خريدهام كه گفت پاك و حلال است .
امام عليه السّلام آنها را داخل خيك نموده سخنى فرمود كه نفهميدم چه بود .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٣