تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
آنها رفت اشاره كرد كه آب بدهد براى آب برداشتن خم شد ديدم درخت نيز با او خم گرديد ظرف را آب نمود و تقديم امام كرد ايشان آشاميدند باز بدست او داد براى مرتبه دوم خم شد تا آب بردارد درخت نيز خم شد آب برداشت بدست امام داد ايشان به من دادند آشاميدم ، آبى روان‌تر و لذيذتر از آن نديده بودم بوى مشك ميداد بظرف نگاه كردم سه رنگ مايع در آن بود عرض كردم چنين چيزى تا امروز نديده بودم . خيال نميكنم همين طور كه ميبينم باشد . فرمود اين يك قسمت كمى است كه خداوند براى شيعيان ما آماده نموده وقتى مؤمن از دنيا برود روحش بجانب همين نهر مىآيد در همين باغستانها است و از اين آشاميدنيها استفاده مىكند . ولى دشمن ما وقتى از دنيا برود روح او در وادى برهوت است پيوسته در عذاب خواهد بود از زقوم و حميم مىآشامد به خدا پناه بريد از اين سرزمين . اختصاص - ابو بصير گفت خدمت حضرت صادق بودم با مردى خراسانى صحبت ميكرد بلهجه‌اى كه من نمىفهميدم . بعد صحبت آن جناب منتهى به چيزى شد كه فهميدم . فرمود : بابا بزن به زمين . ناگاه ديدم در دو طرف اين زمين اسب سوارانى هستند كه گردن روى قربوس زين نهاده‌اند . امام صادق فرمود اينها از اصحاب قائم ( عج ) هستند . اختصاص - حسن بن عطيه گفت حضرت صادق در صفا ايستاده بود . عباد بصرى عرضكرد حديثى از شما شنيده‌ام صحيح است يا نه . فرمود چيست ؟ عرض كرد فرموده‌اى مقام مؤمن از اين بنيان با ارزشتر است فرمود بله من گفته‌ام اگر مؤمن به اين كوهها بگويد بيائيد مىآيند ديدم ناگاه كوهها از جاى حركت كرده‌اند امام عليه السّلام فرمود سر جاى خود باشيد من شما را اراده نكردم . اختصاص - جابر گفت از حضرت باقر پرسيدم معنى اين آيه را
وَ كَذلِك نُرِي إِبْراهِيم مَلَكُوت السَّماوات وَ الْأَرْض

« 1 » من به زمين نگاه ميكردم دست بجانب

هامش
( 1 ) انعام 75 اين چنين بابراهيم نشان داديم ملكوت آسمانها و زمين را .