چريدن شدند او را برگرداند پيش صياد .
من آهو را قسم دادم گفت از ولايت شما اهل بيت پيامبر بيزار باشم اگر اين كار را نكنم . منهم اين كار را براى او خواهم كرد ان شاء اللَّه ابو عبد اللَّه بلخى گفت رفتار سليمان را انجام ميدهيد .
اختصاص - حسين بن ثوير گفت ما چند نفر خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم . فرمود گنجينههاى زمين و كليدهاى آن در اختيار ما است اگر بخواهم با يك پا اشاره كنم هر چه درون زمين است خارج شود ، خارج خواهد شد .
در اين موقع با يك پاى مبارك خود خطى كشيد زمين شكافته شد بعد با دست شمش طلائى به اندازه يك وجب از درون زمين برداشت و فرمود تماشا كنيد و با چشم خود خوب دقت نمائيد كه جاى شكى باقى نماند . سپس فرمود نگاه كنيد به زمين ، نگاه كرديم شمشهاى طلاى فراوانى برهم انباشته داخل زمين بود و ميدرخشيد .
يكى از دوستان عرضكرد آقا فدايت شويم اين قدرت بشما داده شده با اينكه شيعيان شما محتاجند . فرمود خداوند به زودى براى ما و شيعيانمان دنيا و آخرت را جمع خواهد كرد و آنها را داخل بهشت برين مينمايد و دشمنان ما را درون جهنم .
اختصاص - حفص بن ابيض تمار گفت خدمت امام صادق عليه السّلام بودم در آن روزهائى كه معلى بن خنيس را بدار آويخته بودند . به من فرمود ابا حفص ! من بمعلى بن خنيس امرى كردم كه مخالفت نمود از همين جهت مبتلا برنج و مرارت شمشير شد .
روزى او را محزون و اندوهناك ديدم . گفتم چيست چرا ناراحتى مثل اينكه به ياد زن و بچه و خانه و زندگيت افتادهاى . گفت بلى . گفتم جلو بيا .
نزديك من آمد دست به چشم او ماليدم وقتى چشم باز كرد گفتم كجا هستى گفت داخل خانه خودم اينها زن و بچه من هستند . من خود را از آنها پنهان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧