فرمود سؤال ديگر را بگو يا توضيح دهم عرض كردم بفرمائيد فرمود ميخواستى بپرسى كه جنب هنگام غسل قطرهاى از آب بدنش در ظرف ميريزد يا از روى زمين ترشح به داخل ظرف مىكند گفتم صحيح است . فرمود اشكالى ندارد باز گفت ميخواهى سؤال ديگرت را توضيح بدهم . عرضكردم بفرمائيد . فرمود ميخواستى بپرسى كه در كنار گودالى از آب مردارى افتاده ميتوانم وضو بگيرم يا نه در صورتى كه مردار بوى آب را تغيير نداده از آن طرف ديگر وضو بگير باز ميخواستى بپرسى از آب راكد چاه در صورتى كه تغيير نكرده باشد و به بو نيامده از آن وضو بگيرم عرضكردم تغيير چگونه است فرمود رنگش زرد شده باشد . هر آبى را كه بگويند زياد است پاك است .
بصائر ص 64 ج 5 - زياد بن ابى الحلال گفت مردم در باره جابر بن يزيد و كارهاى عجيب و حديثهاى شگفت انگيز او اختلاف داشتند من خدمت حضرت صادق رفتم تا از او در باره جابر سؤال كنم . قبل از سؤال فرمود خداوند رحمت كند جابر بن يزيد جعفى را راستگو بود ولى خدا مغيرة بن سعيد را لعنت كند دروغ بر ما مىبست .
بصائر - عمر بن يزيد گفت خدمت حضرت صادق بودم آن جناب در حالت درد و بيمار بود پشت خود را به من نمود و صورت به طرف ديوار كرد با خودم گفتم نميدانم از اين بيمارى خوب مىشود يا نه نپرسيدم امام بعد از ايشان كيست در همين فكر بودم كه امام روى بجانب من نمود . فرمود آن طور كه خيال ميكنى نيست من از اين بيمارى طورى نميشوم .
بصائر - حسين بن موسى گفت من و جميل بن دراج و عائذ احمسى براى انجام حج رفتيم عائذ ميگفت من سؤالى از حضرت صادق عليه السّلام دارم كه مايلم آن را بپرسم هر سه نفر خدمت امام رسيديم قبل از سؤال فرمود هر كس كارهاى واجب دينى را انجام دهد خداوند از او بازخواستى نخواهد كرد در چيزهاى ديگر .
ما با چشم اشاره بعائذ كرديم كه سؤالت را بگو چيزى نگفت وقتى حركت كرديم به او گفتيم سؤال تو چه بود ؟ گفت جواب آن را شنيديم ، گفت من نميتوانم
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤