رسانده ؟ گفتم : خدا ترا بيامرزد به خدا سوگند جعفر بن محمّد عليه السّلام سلام به تو رساند دست برد گريبان خود را چاك زده بيهوش گرديد .
ايستاديم تا به هوش آمد گفت : سخن امام را برايم دو مرتبه بگوئيد . تكرار كرديم تا سه مرتبه اين كار را كرد بعد گفتيم : بگير اين پول را امام عليه السّلام برايت فرستاده مژده باد ترا . پول را گرفت ( و قالت سلوه ان يستوهب امته من اللَّه ) به امام عليه السّلام بگوئيد از خدا بخواهد اين كنيزش را ببخشد كسى از او و آباء گرام و اجداد طاهرينش بيشتر در نزد خدا محبوب نيست كه واسطه توسل شود . خدمت حضرت صادق برگشتيم و داستان زن را براى آن جناب نقل كرديم امام عليه السّلام شروع بگريه كرده برايش دعا كرد . عرضكردم : اى كاش فرج آل محمّد را ميديدم .
فرمود : بشار وقتى چهارمين فرزند من ( امام على النقى ) از دنيا برود در سخت - ترين سرزمينها بين بدترين مردم در اين موقع بنى عباس گرفتار مصيبتى بزرگ مىشوند زمانى كه چنين سانحهاى اتفاق افتاد گرفتارى زياد خواهد شد ولى قضاى برگشتى نيست ( اشاره بابتداى ضعف و سستى بنى عباس است كه بعد از فوت حضرت امام على النقى شروع مىشود ) در كتاب تمحيص از فرات بن ابراهيم نقل مىكند كه گفت من خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم مردى از اين نابكاران ملعون وارد شد گفت : به خدا او را در باره شيعيانش ناراحت خواهم كرد گفت : يا ابا عبد اللَّه به من توجه كن امام توجهى نكرد باز گفت . يا ابا عبد اللَّه به من توجه كن . باز نكرد براى سومين بار گفت امام عليه السّلام توجه نموده فرمود بگو با اينكه حرف خوبى نخواهى زد .
گفت : شيعيان شما نبيذ مىآشامند ، فرمود : چه اشكالى دارد پدرم از جابر نقل كرد كه اصحاب پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نبيذ مىآشامند . گفت : منظورم شراب است .
فرمود : شيعيان ما پاكتر و تميزترند از اينكه شيطان در امعاء آنها رخنه كند اگر احيانا يكى از بىشخصيتهاى ايشان چنين كند روبرو مىشود با خدائى مهربان و پيامبرى دلسوز و آمرزش طلب و امامى كه در جلو حوض كوثر نورش
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٩