تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
هر دو از پيش ابو حنيفه خارج شديم صاحب قاطر پيوسته با خود كلمه استرجاع (
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
) ميگفت : دلم به حال او سوخت از فتوائى كه ابو حنيفه برايش داده بود مقدارى به او پول دادم و از او حلال بودى طلب كردم . آن سال به حج رفتم جريان را خدمت حضرت صادق عرضكردم فتواى ابو حنيفه را نيز گفتم . فرمود : بواسطه همين قضاوتها و كارهاى شبيه به آن است كه باران از آسمان نمىبارد و جلو بركت‌هاى زمين گرفته مىشود . عرضكردم شما چه ميفرمائيد ؟ فرمود بايد كرايه قاطر را باندازه‌اى كه تا نيل رفتى و از آنجا تا بغداد و برگشتن تا كوفه بدهى . عرضكردم : فدايت شوم من در اين مدت او را خوراك داده‌ام پول علوفه را طلبكارم ؟ فرمود : نه چون تو قاطر او را غصب كرده‌اى گفتم : اگر قاطر سقط ميشد و مىمرد نمىبايست پولش را بدهم ؟ فرمود : چرا معادل قيمت روزى كه بر خلاف قرار داد عمل كرده‌اى . گفتم اگر قاطر عيبى پيدا ميكرد از قبيل شكستن دست و پا يا زخم پيدا ميكرد يا لنگ ميشد فرمود معادل تفاوت قيمت صحيح و معيوب آن را در تاريخى كه به او رد كرده‌اى بايد بدهى . عرضكردم آقا كه ميتواند آن را تعيين كند ؟ فرمود : تو و او يا او قسم مىخورد براى قيمت بايد بپردازى اگر قسم را به تو بر گرداند و قسم خوردى او بايد قبول كند يا صاحب قاطر شاهد مىآورد گواهى ميدهند روزى كه به تو تسليم نموده فلان مبلغ ارزش داشته باز بايد قبول كنى . عرضكردم : من اگر مقدارى به او پول داده باشم و از من راضى شده باشد چه اشكالى دارد ؟ فرمود : به آن مبلغ راضى شده و حلالت كرده بواسطه آن قضاوت ظالمانه‌اى كه ابو حنيفه كرده بود حالا برگرد پيش او و آنچه من فتوى داده‌ام بگو اگر حلال كرد بعد از اينكه فهميد چقدر طلبكار است اشكالى ندارد و چيزى نبايد بپردازى . ابو ولاد گفت : بعد از بر گشتن آن مرد را ديدم و فتواى حضرت صادق را برايش توضيح دادم گفتم بگو هر چه مىشود بدهم : گفت : چه محبتى از حضرت صادق در دل
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 316 | العلامة المجلسي / موسى خسروى