تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠

فضا را روشن نموده ولى تو با دوستانت در برهوت « 1 » جمع خواهيد بود . آن مرد نتوانست چيزى بگويد ساكت شد باز گفت منظورم شراب نبود مرادم خمر است . فرمود : خدا زبانت را بگيرد چرا امروز مرا در مورد شيعيانم مىآزارى پدرم از على بن الحسين از پدرش از على بن ابى طالب از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله نقل كرد از جبرئيل از خداوند بزرگ كه فرمود : يا محمّد من ممنوع كرده‌ام بهشت را براى تمام پيامبران تا تو و على و شيعيانتان داخل شويد مگر آن شيعيانى كه مرتكب گناه كبيره شوند او را از نظر مالى يا ترس از سلطان مبتلا و گرفتار ميكنم تا پاك و پاكيزه شود و با ملائكه بخوشى و شادى روبرو گردد و من از او راضى باشم . بگو ببينم آيا دوستان تو ذرّه‌اى از اين موقعيت را دارند ؟ كافي ج 5 ص 314 - حفص بن عمر بجلى گفت : خدمت حضرت صادق شكايت كردم از فقر و فلاكت و اوضاع درهم ريخته خود فرمود : وقتى بكوفه برگشتى يك بالش در خانه دارى بده درهم به فروش برادرانت را دعوت كن و براى آنها غذائى تهيه نما از آنها درخواست كن برايت دعا كنند . گفت : اين كار را كردم جز فروش بالش چاره‌اى نداشتم از پول آن غذائى تهيه ديدم بدستور امام عليه السّلام از دوستان و برادران دينى دعوت كرده درخواست نمودم برايم دعا كنند به خدا قسم ديگر جز اندكى برايم باقى نمانده بود يك بدهكارى در خانه را كوبيد . طلب زيادى كه از او داشتم با من مصالحه نمود گمان ميكنم ده هزار درهم بود بعد ديگر دنيا رو به من آورد و كارها درست شد . كافى - داود زربى گفت : غلام علي بن الحسين عليه السّلام گفت : در كوفه بودم كه حضرت صادق عليه السّلام وارد حيره شد خدمت آن جناب رفتم عرضكردم ، فدايت شوم اگر با داود بن على يا يكى از آنها صحبت كنى مرا بعنوان فرماندارى به جائى

هامش
( 1 ) برهوت سرزمينى است در حضرموت كه در آنجا چاهى است كه از آن آتش بيرون مىآيد با صداى جوشيدن و بويهاى بد روايت رسيده كه ارواح كفار در اين سرزمين است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 320 | العلامة المجلسي / موسى خسروى