تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
نداريم هر وقت كسى را ديديد كه اسرار ما را فاش مىكند پيش او برويد و از اين كار او را منصرف كنيد . اگر قبول كرد بهتر و گر نه كسى را بفرستيد كه حرف او را گوش مىكند . شما اگر حاجتى داشته باشيد براى بر آورده شدن آن هر نوع وسيله‌اى كه ممكن باشد به كار ميبريد ، در مورد حاجت من نيز مضايقه نكنيد همان طورى كه براى خود ميكنيد اگر آن شخص قبول كرد از شما بهتر و گر نه سخن او را زير پاى خود مخفى كنيد و اين طرف و آن طرف نگوئيد فلانى اين طور ميگويد اين كار او را بر من و شما جرى مىكند . به خدا قسم اگر آنچه ميگويم انجام دهيد گواهى ميكنم كه شما اصحاب من هستيد . ابو حنيفه اصحاب دارد حسن بصرى اصحاب دارد من نيز مردى از قريشم كه جدم پيامبر اكرم است عالم بكتاب خدا هستم كه در آن بيان هر چيزى هست ابتداى آفرينش و امر آسمان و زمين و امر پيشينيان و آيندگان و آنچه بوده و خواهد آمد اكنون در مقابل چشم من است گوئى آنها را تماشا مىكنم . كافى : سدير صيرفى گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيده عرضكردم : به خدا ديگر جاى نشستن نيست . فرمود : چرا ؟ عرضكردم : بواسطه كثرت دوستان و شيعيان و ياورانت به خدا قسم اگر امير المؤمنين اين قدر كه شما ياور دارى ميداشت در خلافت او ابا بكر و عمر طمع پيدا نمىكردند . فرمود : سدير چقدر خيال ميكنى ياور داشته باشم ؟ گفتم : صد هزار . فرمود : فقط صد هزار نفر . گفتم : دويست هزار . فرمود : دويست هزار . گفتم : بلى . نصف دنيا ديگر چيزى نفرمود . سپس فرمود : كارى ندارى كه با هم برويم تا ينبع . عرض كردم : بسيار خوب دستور داد يك الاغ و يك قاطر زين كنند . من جلوتر سوار الاغ شدم فرمود : ممكن است الاغ را به من ببخشى عرض كردم : قاطر بهتر و باارزش‌تر است . فرمود : الاغ براى من آسوده‌تر است پائين شد و سوار الاغ گرديد منهم سوار
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 312 | العلامة المجلسي / موسى خسروى