مال تو باشد . بعد از اين اگر احتياجى داشتى به من خبر بده . قبول كرد و رفت .
بعد از مدتى خدمت حضرت صادق رسيد و جريان را بطور تفصيل شرح داد . امام عليه السّلام از كار او پيوسته شاد مىشد . آن مرد عرضكرد : يا ابن رسول اللَّه مثل اينكه كار او شما را خرسند كرد . فرمود : آرى به خدا قسم خدا و پيامبر را نيز خرسند نمود .
كافى - عبد اللَّه بن سنان گفت : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : ابراهيم بن ميمون گفت : پيش ابو حنيفه نشسته بودم مردى آمد و سؤال كرد در بارهء شخصى كه حج واجب را بجا آورده آيا باز به مكه برود و حج بگذارد بهتر است يا بنده آزاد كند ؟
ابو حنيفه گفت : نه . بنده آزاد كند .
امام صادق عليه السّلام فرمود : دروغ گفته و گناه كرده حج بهتر است از آزادى يك بنده و دو بنده تا بده بنده رسيد . فرمود : كدام بنده برابرى دارد با طواف خانه خدا و سعى بين صفا و مروه و ايستادن در عرفات و تراشيدن سر و ريگ زدن اگر آن طور كه گفته باشد مردم حج را تعطيل ميكنند اگر چنين كنند امام بايد آنها را مجبور به حج خانه خدا نمايد چه بخواهند و چه نخواهند اين خانه براى انجام مراسم حج تأسيس شده .
كافى : ج 2 ص 222 - عبد الاعلى گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود از شرايط تشيع و ارادت بما خانواده فقط اين نيست كه تصديق بامامت كنيد و آن را قبول نمائيد . بلكه يكى از شرائط آن مخفى نگاهداشتن و حفظ كردن است از نااهلان .
سلام مرا به آنها برسان بگو خدا رحمت كند بندهاى را كه محبت مردم را نسبت به خود جلب كند . هر چه مورد قبول آنها است بايشان بگويند و آنچه منكرند از آنها مخفى نمايند . سپس فرمود : به خدا قسم دشمن ما كه با ما سر جنگ دارد بر ايمان دشوارتر نيست از دوستى كه از طرف ما صحبتهائى مىكند كه ما خوش
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١١