تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

عرضكرد آقا اين شعر را گفته‌ام ولى ايمان خود را از دست ندادم من ارادتمند بشمايم و بيزار از دشمنتان ولى اين شعر را از روى تقيه گفته‌ام فرمود توجه داشته باش حالا كه اين را گفته‌اى تقيه جايز است در شراب خوارى « 1 » . رجال كشى - كميت بن زيد اسدى گفت خدمت حضرت باقر رسيدم فرمود كميت اگر پولى ميداشتيم به تو ميداديم ولى آنچه پيغمبر اكرم در باره حسان فرمود در باره تو ميگويم « لا يزال معك روح القدس ما ذببت عنا » پيوسته در پناه روح القدس باشى تا از ما خانواده دفاع ميكنى . رجال كشى - ابو المسيح عبد اللَّه بن مروان جوّانى گفت : مردى نيكوكار در محله ما بود كه شعر كميت را روايت ميكرد همان قصيده هاشميات را از خود كميت شنيده بود و وارد به آن شعر بود . مدت بيست و پنج سال آن شعر را ترك گفت و خواندن و روايت كردن آن را حلال نميشمرد . بعد از اين مدت دو مرتبه شروع كرد بروايت كردن . گفتند : چه شد تو كه مدتها بود اين شعر را روايت نميكردى ؟ گفت : صحيح است اما خوابى ديدم كه مرا وادار بروايت نمودن آن شعر كرد . پرسيدند چه خواب ؟ گفت : در خواب ديدم قيامت برپا شده مثل اينكه من در محشر هستم يك كتابچه‌اى بدست من دادند آن را باز كردم در اولش نوشته بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم نام كسانى كه وارد بهشت ميشوند از دوستان على بن ابى طالب عليه السّلام در خط اول اسمهائى را ديدم كه نميشناختم در خط دوم نيز همين طور به خط سوم و چهارم نگاه كردم ناگاه چشمم بنام كميت بن زيد اسدى افتاد اين جريان باعث شد كه شعر او را دو مرتبه روايت كنم . رجال كشى ص 184 - فضيل رسان گفت خدمت حضرت صادق رسيدم پس از شهادت زيد بن على مرا داخل اطاق عقب برده فرمود فضيل عمويم شهيد شد ؟ عرضكردم : آرى فدايت شوم . فرمود خدا او را رحمت كند مؤمن و عارف

هامش
( 1 ) در روايت ديگر ميفرمايد اگر از تقيه باشد اشكالى ندارد .