تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
با دوستان شما چنين معامله ميكنند ؟ . فرمود : سيد اقرار به حق بكن تا خداوند اين ناراحتى را از تو بر طرف كند و بيامرزد ترا و وارد بهشتى كه بدوستانش وعده داده بشوى . سيد اين شعر را سرود « تجعفرت بسم اللَّه و اللَّه اكبر » امام عليه السّلام از منزل او خارج نشد تا سيد حركت كرد و نشست . روايت شده كه حضرت صادق سيد بن محمّد حميرى را ملاقات كرد به او فرمود : مادرت ترا سيد ناميده و در اين راه توفيق يافته‌اى تو واقعا سرور شاعرانى . سيد در همين زمينه سروده :
و لقد عجبت لقائل لى مرة * علامة فهم من الفقهاء سماك قومك سيدا صدقوا به * انت الموفق سيد الشعراء ما انت حين تخص آل محمّد * بالمدح منك و شاعر بسواء مدح الملوك ذوى الغنى لعطائهم * و المدح منك لهم يغير عطاء فابشر فانك فائز في حبهم * لو قد وردت عليهم بجزاء ما يعدل الدنيا جميعا كلها * من حوض احمد شربة من ماء
در بعضى از نوشته‌هاى علماى شيعه ديدم كه با اسناد خود از سهل بن ذبيان نقل كرده بود گفت روزى خدمت حضرت علىّ بن موسى الرضا رسيدم قبل از اينكه كسى وارد شود فرمود مرحبا به تو پسر ذبيان هم اكنون ميخواستم كسى را بفرستم از پى تو . عرضكردم : چرا يا ابن رسول اللَّه فرمود بواسطه خوابى كه شب ديده بودم مرا ناراحت كرد و دلم سوخت . عرضكردم : خير است ان شاء اللَّه . فرمود در خواب ديدم يك نردبان صد پله است از تمام پله‌هاى آن بالا رفتم عرضكردم آقا ان شاء اللَّه صد سال عمر خواهيد كرد براى هر پله‌اى يك سال فرمود هر چه خدا بخواهد . فرمود وقتى به آخر نردبان رسيدم وارد قبه‌اى سبز شدم كه از داخل بيرون آن ديده ميشد در خواب جدم پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله را ديدم در آن قبه نشسته است در طرف
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 279 | العلامة المجلسي / موسى خسروى