رجال كشى - داود بن نعمان گفت كميت خدمت امام صادق رسيد شعرى سرود امام شعر او را تصحيح نمود آنگاه فرمود خداوند كارهاى عالى را دوست دارد و از چيزهاى نامرغوب و بد خوشش نمىآيد . كميت عرضكرد آقا اجازه ميدهى سؤالى بكنم امام تكيه كرده بود راست نشست و سينه خود را بر بالشى تكيه داد فرمود : سؤال كن . عرضكرد در باره آن دو نفر چه ميگوئى ؟ فرمود : كميت ! اگر به اندازه يك حجامت خون در اسلام ريخته شود يا مالى از راه حرام بدست آيد و يا زنا و زناشوئى حرامى انجام شود گناه آن به گردن آن دو نفر است تا روز قيامت تا قائم ما قيام كند . ما بنى هاشم به بزرگ و كوچك خود دستور ميدهيم كه به آنها ناسزا گويند و از ايشان بيزار باشند . رجال كشى - درست بن ابى منصور گفت : خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام بودم كميت نيز حضور داشت به او فرمود كميت تو اين شعر را گفتهاى ؟ فالان صرت الى اميّة و الامور الى مصائر « 1 » .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٦
محمّد نمىميرد مگر با توبه . در اين هنگام فرش نمازى كه روى آن نشسته بود بلند كرد و نامهاى بيرون آورد كه سيد اظهار توبه كرده بود و تقاضاى دعا مىنمود .
مناقب - سيد حميرى در باره حضرت صادق اين شعر را سرود كه چند بيت آن انتخاب مىشود .
امدح ابا عبد الا له * فتى البرية في احتماله
سبط النبى محمّد * حبل تفرع من حباله
الارض ميراث له * و الناس طرا في عياله
يا حجة اللَّه الجليل * و عينه و زعيم آله
و ابن الوصى المصطفى * و شبيه احمد في كماله
فضياء نورك نوره * و ظلال روحك من ظلاله
اثنى و لست به بالغ * عشر الفريدة من خصاله
هامش
( 1 ) اينك پناه به بنى اميه آوردم كارها به اشخاص لايق سپرده شده .