تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

عموهايم سليمان بن حسن و حسن بن حسن و على بن حسن و داود بن حسن و علي بن حسن و سليمان بن داود بن حسن و علي بن ابراهيم بن حسن و حسن بن جعفر بن حسن و طباطبا ابراهيم بن اسماعيل بن حسن و عبد اللَّه بن داود را گرفتند و در غل و زنجير بستند آنها را درون محمل‌هاى بدون سرپوش و فرش جاى داده بردند در مصلى تا مردم بايشان ناسزا بگويند ولى مردم علاوه بر اينكه ناسزا نگفتند دلشان به حال آنها سوخت و گريه كردند بواسطه ناراحتي و كمال‌آزارى كه به آنها روا داشتند . بعد آنها را بردند جلو درب مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم . عبد اللَّه بن ابراهيم جعفرى گفت خديجه دختر عمر بن علي نقل كرد كه وقتى آنها را جلو درب مسجد همان در موسوم بباب جبرئيل نگه داشتند حضرت صادق عليه السّلام از پنجره خانه آنها را تماشا ميكرد بعد خود را رساند بدرب مسجد تمام ردايش از ناراحتى و اندوه روى زمين كشيده ميشد سه مرتبه فرمود خدا شما انصار را لعنت كند با پيامبر اكرم چنين پيمانى نبستيد و بيعت با اين وضع نكرديد « 1 » . به خدا قسم چقدر كوشش كردم و علاقه نشان دادم كه به اين روز نيافتند اما چاره از دستم رفت نميتوان جلو قضا را گرفت . در اين موقع از جاى حركت نموده از ناراحتى كه داشت يك نعلين خود را به پا كرد و يكى را در دست گرفت تمام ردايش روى زمين كشيده ميشد سپس داخل منزل خود شد و بيست روز تمام تب داشت شبانه روز گريه ميكرد بطورى كه ترسيديم جانش تلف شود . جعفرى گفت موسى بن عبد اللَّه نقل كرد وقتى محمل‌هاى آنها نمودار شد حضرت صادق عليه السّلام از مسجد بيرون آمده رفت به طرف محملى كه عبد اللَّه بن حسن در آن بود ميخواست با او صحبت كند با شدت هر چه بيشتر جلوگيرى كردند و يكى از پاسبانان به امام حمله كرد و با دست آن جناب را زده گفت دور شو از اين

هامش
( 1 ) انصار در بيعت عقبه ضمن بيعت شرط كردند كه از زن و فرزند و اولاد پيامبر دفاع كنند همان طورى كه از زن و فرزند خود دفاع ميكنند .