تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
گفتند اسماعيل پسر شما است . فرمود خدايا شاهد باش . در اين موقع دست موسى را گرفته فرمود : اين رهبر واقعى است و حقيقت با اوست و بقيه ائمه و پيشوايان از نسل او خواهند بود تا خداوند زمين و ساكنان آن را در اختيار دوازدهمين پيشوا گذارد . روايت شده كه حضرت صادق يكى از شيعيان را خواست و به او مقدارى پول داد تا به نيابت از اسماعيل حج گزارد به او فرمود وقتى تو به نيابت از او حج بگزارى نه سهم از ثواب مال تو است يك سهم باسماعيل ميرسد . غيبت نعمانى ص 176 - فيض بن مختار گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم فدايت شوم من زمينى را از سلطان اجاره ميكنم بعد به ديگرى اجاره مىدهم كه نصف يا ثلث يا بيشتر و يا كمتر مال من باشد اين كار اشكالى دارد ؟ فرمود نه . پسرش اسماعيل عرضكرد پدر جان اين كار سابقه ندارد . فرمود پسر جان مگر من همين كار را با كشاورزان خودم نميكنم مگر به همين جهت به تو نميگويم با من باش تو اين كار را نميكنى . اسماعيل از جاى حركت كرده رفت . عرضكردم آقا چه لزومى دارد تا وقتى خودت هستى اسماعيل با شما باشد هر وقت شما رفتى ميراث انبيا و امامت به او ميرسد همان طورى كه از پدر بشما رسيد . فرمود : فيض ! اسماعيل آن طور كه من براى پدرم بودم نسبت به من نيست . عرضكردم آقا شكى نيست كه بعد از شما مرجع مردم خواهد بود بالاخره خداى ناكرده اتفاقى افتاد امام ما كيست ؟ حضرت صادق جوابى نداد . زانوان مباركش را بوسيده عرضكردم آقا به من با اين ريش سفيد رحم بفرمائيد مسأله آتش جهنم است خدا شاهد است اگر ميدانستم قبل از شما ميميرم باكى نداشتم ولى ميترسم پس از شما بمانم ( و امام خود را نشناسم ) . فرمود صبر كن از جاى حركت نموده پرده‌اى را بالا زد و داخل شد مختصرى كه گذشت مرا صدا زد ، وارد شدم ديدم در محل نماز است نماز را خواند و روى از
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 228 | العلامة المجلسي / موسى خسروى