تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
فرمود اين را برايم فرستاده ( ان
اللَّه لا يَسْتَحْيِي مِن الْحَق

) خدا از حق خجالت ندارد سلام مرا بشطيطه برسان اين كيسه پول را به او بده . بقيه امانتهائى كه آورده‌اى برگردان بخراسان و رد كن به صاحبانش بگو قبول كرد و بخودتان باز گردانيد مدتى در خدمت امام بودم كه مرا تعليم مينمود و حديث ميكرد فرمود مگر ابو حمزه ثمالى به تو نگفت جانشين حضرت صادق كيست وقتى براى زيارت امير المؤمنين عليه السّلام رفته بودى . گفتم چرا . فرمود مؤمن « 1 » اين طور است وقتى خداوند قلب او را نورانى كند از اشاره‌ها واقع را درك كند سپس فرمود اكنون برو از اصحاب مورد اعتماد پدرم بپرس كه وصى و جانشين پدرم كيست . گروهى از اصحاب حضرت صادق را ديدم كه گواهى دادند امام صادق موسى بن جعفر را وصى خود قرار داده . داود رقى گفت از خراسان برايم نامه نوشت : اشخاصى كه پولهايشان را امام نپذيرفت همه فطحى مذهب شده بودند ولى شطيطه منتظر بازگشت من بود . وقتى او را ديدم سلام مولا را رساندم و گفتم كه پول او را تنها قبول كرد و از ديگران را باز گردانيد و بدره‌ى زر را به او دادم خيلى خوشحال شد گفت اين پولها نزد تو امانت باشد براى كفن و دفنم و پس از سه روز از دنيا رفت . صاحب مناقب مينويسد : امت اسلام پس از درگذشت پيامبر اختلاف كردند كه آيا امامت بايد با تعيين پيامبر باشد يا بانتخاب مردم براى كسانى كه ميگويند بايد پيامبر تعيين كند و نص صريح داشته باشد ثابت شد از طريق شيعه و اهل سنت كه ائمه دوازده نفرند ولى پس از امام صادق گروهى پيدا شدند كه بر خلاف همه مدعى شدند امامت در هفت نفر تمام ميگردد و هفت امامى شدند . با اينكه حضرت صادق تصريح كرده بود بامامت پسرش موسى بن جعفر و دو فرزندش اسحاق و على را شاهد گرفت و مفضل بن عمر و معاذ بن كثير . عبد الرحمن

هامش
( 1 ) اشاره به ابو حمزه ميفرمايد كه با همان اشارات جريان را درك كرد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 226 | العلامة المجلسي / موسى خسروى