ابن حجاج و فيض بن مختار و يعقوب سراج و عمران بن اعين و ابا بصير و داود رقى و يونس بن ظبيان و يزيد بن سليط و سليمان بن خالد و صفوان جمال را شاهد گرفت و نوشتههائى كه به آنها داد گواه بر اين مطلب است خود امام نيز اطلاع داد كه بعد از درگذشت او چه فتنهاى مىشود به همين جهت مرگ فرزند خود اسماعيل را آشكارا كرد و غسل و تجهيز و دفن و تشييع جنازه او را با پاى برهنه نمود بعد از فوت او كسى را مأمور كرد كه به نيابت از او حج گزارد .
منصور بن حازم گفت بر در خانه خدمت حضرت صادق نشسته بودم اسماعيل نيز حضور داشت در اين موقع موسى بن جعفر كه پسر بچهاى بود رد شد اسماعيل گفت پسر كنيزى تمام سعادت و نيكى را بدست آورد .
زرارة بن اعين گفت : حضرت صادق داود بن كثير رقى و حمران بن اعين و ابا بصير را خواست مفضل بن عمر نيز آمد و گروهى را آورد تا سى نفر رسيدند .
گفت داود صورت اسماعيل را بگشا . رو پوش از روى او برداشت فرمود خوب نگاه كن مرده است يا زنده .
عرضكرد آقا مرده است بيك يك آنها نشان داد تا همه ديدند فرمود خدايا تو شاهد باش . دستور داد او را غسل دهند و كفن كنند بعد فرمود مفضل صورتش را باز كن ببين زنده است يا مرده همه نگاه كنيد گفت آقا مرده است فرمود درست نگاه كرديد و دقت نموديد ؟ گفتند آرى از اين كار امام در شگفت بودند .
گفت خدايا تو شاهد باش او را براى دفن بردند وقتى درون قبر گذاشتند فرمود مفضل صورتش را بگشا . صورت او را كه باز كرد فرمود نگاه كنيد ببينيد مرده است يا زنده عرضكرد آقا مرده است گفت خدايا شاهد باش به زودى گروهى هواپرست تصميم ميگيرند نور خدا را خاموش كنند اشاره بموسى بن جعفر نمود ولى خداوند نور خود را تمام خواهد كرد گرچه كافران نخواهند .
خاك بر روى قبر او ريختند باز سخن خود را تكرار نمود رو بمردم نموده فرمود : اين مرده غسل داده و كفن كرده كه در لحد گذاشته شده كيست ؟
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٧